تبليغاتX
گفتگو و تفاهم
(نماینده جوان دفتر بین المللی گفتگوی تمدن ها در خراسان رضوی)
خاتمي : به سرنوشت انقلاب و مردم پشت نخواهم کرد
28 مرداد 1386

اعلام می کنم برای آرامش دل خیلی ها که قدرت را خیلی دوست دارند. من عطای قدرت رسمی را به لقای آن بخشیدم و تا قدرتمندان احساس نکنند کسان دیگری مدعی هستند و مزاحم آنها هستند، اما مطمئن باشند که بنده به سرنوشت ملت، انقلاب، اسلام، هیچ وقت پشت نخواهم کرد...

 

 

سيد محمد خاتمي در سخناني در نشست باران با اشاره به اینکه به صدای او به عنوان کوچکتر همه ملت ایران در جهان با احترام گوش داده می شود در خصوص بازگشت به قدرت رسمی و تنگ شدن فضا برای او توضیحات مهمی ارائه داده است.

 

به گزارش طراوت به نقل از روابط عمومي بنياد باران با توجه به اهمیت فوق العاده سخنان سید محمد خاتمی در سیزدهمین نشست تخصصی بنیاد باران و پاسخ ایشان به شائبه های بوجود آمده در مجامع سیاسی و اجتماعی در خصوص سفرهای داخلی و خارجی وی ، متن کامل این سخنرانی در ادامه مي آيد...

 

شاید  از من پرسش شود که چه لزومی دارد بنده به بعضی سفرها می روم و بعضی دعوت ها را  اجابت می کنم؟

من نمی خواهم موقعیت فوق العاده حساس که تاریخ بشر در این لحظه از زمان دارد وموقعيت وي‍ژه اي كه  جامعه اسلامی و امت و سرزمین های اسلامی در آن  قرار دارد و مشکلاتی که برای این بخش دنیا بیشتر و خطرناک تر است تشریح کنم .

 

دنیای اسلام به جهات مختلف مورد توجه است، یکی از این جهت که این جهان( خاور میانه را به طور خاص می گویم. البته جهان اسلام بزرگتر از خاورمیانه است ولی به طور خاص مشکلی که وجود دارد متعلق به خاور میانه است.)حساس ترین نقطه عالم است. از تنگه هرمز تا کانال سوئز به جهات استراتژیک و ژئواستراتژیک و ژئو پولتیک مهمترین نقطه عالم است که خداوند آن را به مردم اين  منطقه عنايت  کرده است. طبیعی است که اين نقطه مهم استراتژیک مورد توجه همه قدرتها باشد به خصوص قدرتهایی که داعیه جهان داری و جهان خواری دارند و دلشان می خواهد بر این منطقه حاکم باشند و بالاخره کسانیکه در سرشان رویای ابرقدرتی را می پرورانند احساس می کند که در دست نداشتن  این منطقه لطمه بزرگي به قدرت جهانی آنهاست.

 

دوم اینکه بازار بسیار خوبی برای همه تولید کنندگان و قدرت های جهانی است و تسلط بر این بازار برایشان مهم است ؛ این دو انگیزه اقتصادی ، سیاسی سبب شده است خاور میانه مورد توجه باشد.

از جهت دیگر خاور میانه روی هم رفته با اینکه پيروان اديان دیگری هم در آن هستند دارای هویت اسلامی است و این هویت در طول تاریخ شکل گرفته است.

 

اسلام در این منطقه بوجود آمده و اسلام منشاء ایجاد یک نظام شده است. دولت های اسلامی در این منطقه عالم شکل گرفته و از زمان ظهور اسلام تا امروز مردم این منطقه تحت تاثير اسلام داراي هويتي شده اند  که ايشان را از ديگران متمايز مي كند و نوع  مردم كشورهاي اين منطقه داراي فرهنگ، آداب ، رفتارها و شیوه هاي مشابه ،و پاي بند  به ارزشهایی اسلامي هستند.

 

مسلمانان و حتي غير مسلماناني که در این منطقه زندگی می کنند به نحوی تحت تأثیر این هویت قرار دارند.

این هویت در دوران اخیر سبب شده است یک نوع مقاومتی در این دنیا علیه سلطه اجانب و تجاوز به این سرزمین ها ، پیدا شود که این امر مثبت و مهمی است و نیز در این قسمت دنیا گرایش ها و جنبش هایی ناظر به تأمین زندگی اجتماعی و ایجاد نظام اجتماعی به نام اسلام و به نام دین وجود داشته و دارد.

 

این هویت، هویتی است که برای دنیای امروز مهم است ، شما می دانید که از سه ، چهار قرن پیش در دنیاي غرب یک جریان بسیار گسترده با دستاوردهای شگفت انگیز پدید آمده است. و به غربي  به خصوص در قرن 18 و19 غروري بخشيده است و او را دچار  این پندار كرده است که به هر حال جهان باید تحت سلطه معنوی و مادی و سیاسی غرب قرار گیرد. این غرور را در آثار و رفتار سیاستمداران و نیز آثار اندیشمندان بزرگ غرب می بینیم. وقتی صحبت از پایان تاریخ می شود این در واقع بازتاب دهنده یک نوع ذهنیتی است که طی 3-4 قرن در غرب رخ داده است واين پندار غلط را پديد آورده است كه تاریخ در غرب به کمال رسيده است و غرب در لیبرال دموکراسی کمال يافته است و لیبرال دموکراسی در آمریکای مرکزی اوج كمال خود را تجربه مي كند بنابراین از اين پس تاریخی نیست که بشر به سوی آن برود وآنچه در غرب مشخص شده است ، این الگویی است که همه بشر باید آن را بپذیرد، اگر چه اظهار کننده این نظر اخیرأ از نظر خود برگشته یا  در آن تردید کرده است، ولی این حرف حرفی است که نشان دهنده ذهنیتی است که در تاریخ وجود داشته  و دارد. پیشرفتهای عظیم و شگفت انگیز و غول آسایی که غرب در همه عرصه ها به خصوص علم و تکنولوژی داشته است بر این غرور افزوده است. انصافاً هم دستاوردهای غرب، دستاوردهای بزرگی بوده است و این زمینه را درست می کرده که چنین غروری پیدا شود.

 

 غرب مي خواسته و مي خواهد  بر جهان استیلاء يابد و اين امر بخصوص در چهره سیاسی آن  همان استعمار چه به صورت تاريخي و چه جديد آن است ولي استعمار بخصوص در اين منطقه با دیواری به نام هویت اسلامی روبرو شده است که داراي  بنایی فلسفی, ذهنی و ارزشی  دیگری است و ناظر به  زندگی عینی- اجتماعی  هم هست بر اساس آن بنا می تواند این زندگی را بسازد گرچه این هویت  می تواند با بسیاری از جنبه های مثبتی که  تمدن غرب دارد. تضاد و تعارض نداشته باشد ولی  خودخواهی و غرور آن طرف و به خصوص سیاستمداران هیچگونه تعارض و اختلافی را نمی پذیرد و يكسره خواستار تضعیف ديگران است و بخصوص اگر آن اختلاف به منافع آنان كه با منافع ديگران تضاد دارد  لطمه بزند.

 

من در مذاکراتی که در غرب دارم می گویم که بیایید دمی از دید من شرقی به غرب نگاه کنید، من درشرق  از غرب، دموکراسی آن را ندیده ام ، من در شرق از غرب حاکمیت مردم بر سرنوشت خودش را ندیده ام، من در شرق از غرب سیستم مدرن مدیریت به نفع کل جامعه را کمتر دیده ام. من در شرق از غرب احترام به افکار و آزادی های مطلوب را ندیده ام، من از شرق شاهد حکومت هایی بوده ام که بر استخوان های من و هم نوعان من کاخ های خودشان را بنا کرده اند من شاهد حکومت هایی بودم که به جای اندیشیدن به منافع ملت و سرزمین خود به منافع دیگران اندیشیده اند و اين حكومت هاي فاسد و مستبد مورد حمايت سياست هاي غربي بوده اند.

 

من شاهد فقر، تبعیض، عقب ماندگی کشور خود بوده ام و شاهد این بوده ام که فاسدترین حکومت های خودكامه و وابسته ترین حکومت های مستبد مورد حمایت قدرتهايي بوده اند که از غرب به این سو می آمدند.

من اینگونه غرب را می بینم. طبیعی است، که این دید ، یعنی دید نسبت به وجه استعماری غرب به صورت طبیعی و عاطفی و عکس العملی به ذات تمدن غرب سرایت پیدا کند و یک نوع بدبینی به تمدن غرب پیدا شود. و باز اعمال معیارهای دو گانه و رفتارهای غیر عادلانه هم سبب می شود یک حرکت هایی اینجا پیدا شود که فکر بکند برای حفظ حرمت و منافع خود راهی جز توسل به زور در برابر غرب ندارد و این تقابل از این ذهنیت حاصل و يا تشديد مي شود در  حالیکه  اگر  غرب از  غرور خود مي كاست و از  دستاوردهایی که بدست آورده است  در خدمت رشد همه بشریت قرار مي داد، اوضاع ديگري را شاهد بوديم.

 

وقتی در اسکندریه یک خبرنگار از من پرسید پیامی دارید که به ملت امریکا بدهید؟ گفتم به ملت امریکا زیاد پیام داده ام ولی اگر شما می خواهید پیامی از سوی من به آنها بدهید بگویید : امریکا کشور بزرگی است، ملت امریکا ، ملت بزرگی است و به حق دارای برخورداریها و دستاوردهای عظیم است . جهان انتظار دارد که این دستاوردها و این امکانات و این مکانتی که امریکا پیدا کرده است در خدمت رشد و پیشرفت همه بشریت قرار بگیرد و نه اینکه از این قدرتِ آمریکا برای سرکوب، اشغال و پایمال کردن حقوق ملت های دیگر سوء استفاده شود این ملت امریکا است که باید آن را احساس کند، ملت امریکا می تواند با همه وجود به سوی جهانی برود و کمک کند که در جهان عدل، برخورداری از امنیت و صلح برقرار باشد. مشکلات ما این است که سیاستمداران آمریکا از این امکانات برای تحمیل جنگ و تبعیض  و اعمال معیارهای دو گانه سوء استفاده کرده اند و این ملت امریکاست که نباید بگذارد از آن حیثیت  و دستاوردهایی که دارد چنین سوء استفاده هایی شود و به سوء ظن های تاریخی دامن زده شود.

 

در این وضعیت که جهان اسلام دارای هویت است، ثروتمند است، به لحاظ استراتژیک مهم است و مورد توجه قرار دارد در چنین وضعیتی ما با دو پدیده روبرو هستیم که هم برای دنیای اسلام و هم برای کل دنیا بسیار خطرناک است.

یک پدیده اسلام و فوبیا یعنی اسلام هراسی  است که همه امکانات گسترده علمی، روانی، تبلیغاتی، امنیتی قدرتهايي در غرب پشت این قضیه است تا بگوید دشمن بزرگی برای غرب  به نام اسلام وجود دارد و قصد آن نابودی کل غرب است.

 

بنابراین منِ سیاستمدار نماینده غرب حق دارم هر گونه رفتاری با اسلام و پیروان دین اسلام انجام بدهم برای توجیه اشغال ها، کودتاها، سرکوب ها و مشکلات دیگری که وجود دارد.

 

از سوی دیگر به خاطر ناکامی هایی که جنبش های ملی و سوسیالیستی و ایسم ها و غيره  در این دنیا داشته اند هم گرایش به سوی اسلام بیشتر شده است هم بخش هايي از نيرو ها وقتي مي بینند نمي توان  مشکلات را بصورت عادلانه و منطقي حل کرد روز به روز شاهد یک نوع حرکت تند، افراطی هستيم که با کمال تاسف به جای تکیه بر عمق اسلام که پیامش پیام انسانیت و محبت است به ظواهر و قشرها  پيدا مي شود و به این نتیجه می رسد که در مقابل خشونت غرب، خشونت استعمار و در مقابل خشونت  حكومت هاي وابسته ، فاسد  و غیر مردمی راهی جز توسل به خشونت نیست. حرکت هایی با  صداهایی خشن پيدا مي شود و متاسفانه این صدا به اسلام نسبت داده می شود. یعنی امروز دنیای اسلام در میان موج اسلام هراسی و خشونت گرایی متحجّر دست و پا می زند.

با امکانات وسیعی که غرب و اخيراً صهیونیسم دارد . صدای آن دو پدیده  بزرگ مي شود ( منظور از غرب کل غرب نیست، یعنی سیاست های حاکم بر غرب) و در این میان اسلام لطمه می بیند.

کدام اسلام؟ اسلامی که به نظر من می تواند و باید خلاء بسیار عمیق دنیای مدرن غرب را پركند که خوشبختانه خود غرب هم متوجه این خلاء شده است و خوشبختانه متفکران و تحلیل گران غرب لااقل در این دو سه دهه اخیرا غرور اجدادشان  را ندارند  و آمادگی بیشتری برای شنیدن صدای دیگران را دارند و خودشان را نقد می کنند.  و بخصوص حکمت معنوی اسلام  و ارزشهای والای اسلام  قادر است آن خلا را پر كند  یعنی می تواند تمدن غرب را از یک مشکل بزرگی نجات دهد  و  در عین حال خودش می تواند منشاء تمدنی باشد که در آن اخلاق و معنویت همراه با حرمت انسان ، آزادی انسان و پیشرفت و ترقی انسان توام باشد.

 

من اسلام را اینچنین می بینم و پیشوایان بزرگ ما هم اینچنین  مي ديده اند و می بینند . ما در ایران هم تجربه اش را داریم، دشمنان وقتي از اسلام می گویند روی عمل تروریستی دست می گذارند که معلوم نیست همه آنها متعلق به مسلمانان باشد شاید خود قدرت ها هم برنامه ریزی کرده باشند تابگويند مسلمانان خشونت گرا هستند شما ببینید در همین دوران در ایران با سابقه درخشان به نام اسلام انقلاب شد و از دل اسلام جمهوری اسلامی در آمده است.

جمهوری اسلامی که بعضی از خشونت گرایان و تندروها آن را بدعت می دانستند و امام روی این مسأله اصرار داشتند که جمهوری معنا دارد،  و حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان و علم و پیشرفت مورد نظر اسلامي است  كه امام آن را بيان مي كردند.

 

 

مي گويم بيائيد حتي با معیارهای خودتان بسنجید که تحولاتی که در ایران رخ می دهد ، میزان بودن رای مردم، وجود پارلمان، اینکه حکومت ها با رای می آیند و با رای می روند نگاهی که نسبت به زن، جوان و مسایل مختلف  وجود دارد با خیلی از جاهاي  دیگر که مسلمان هستند یا نیستند مقایسه کنید.

 

اسلام دارای یک بینش، منش وروشی است و غرض آن هم نجات انسان است و نه تنها خود مسلمانان،  بلكه همه بشريت البته غرب هم مباني فلسفي و ارزشي  خود را دارد؛ و در يك فضاي عاري از سوء ظن اين دو می توانند با هم گفتگو و تبادل اندیشه کنند. همچنان که در تاریخ  رخ داده است. غرب توانسته از اسلام بگیرد، اسلام هم توانسته از غرب بگیرد. امروز هم می شود این مساله را انجام داد اگر جنبه های سیاسی استعماری و  جنبه های سیاسی و خشونت گرا از متن و روح غرب و اسلام جدا كنيم.

 

در این دنیا متاسفانه و یا خوشبختانه با این صدا های بلندی که هست صدای من با همه ناتوانی  كه دارم ، شنیده می شود. البته شنیده می شود معلوم نیست که قبول شود، ولی با احترام شنیده می شود؛ به هر حال شرایط طوری شده است که هم در ایران به من که کوچکتر از همه شما و همه ملت ایران هستم هم در عرصه های جهانی به عنوان یک روحانی مسلمان یک نوع توجهی بشود، البته من از اسلامی دفاع می کنم که طرفدار حقوق انسان است. من از اسلامی دفاع می کنم که برای آزادی احترام قایل است، من از اسلامی دفاع می کنم که در قانون اساسی آن آمده است. حاکمیت بر جهان  از آن خداست  و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خود حاکم گردانیده است و هیچکس حق ندارد که این مساله را از انسان بگیردو من از این اسلام دفاع می کنم. و معتقدم خیلی از این خشونت گرایی ها با روح اسلام بیگانه است. اما از معنویت اسلام از اصول اسلام. از اسلامی که خواستار استقرار یک نظام اجتماعی، سیاسی ، فرهنگی، اقتصادیِ پیشرو هست دفاع می کنم.

 

من به غرب نقدهای بزرگی دارم و به هر حال  وظيفه  ديني، شرعی، انقلابی و ملی و انسانی خود می دانم که از این موقعیت استفاده کنم، اگر می خواستم به همه دعوت ها پاسخ بدهم قاعدتاً هیچ وقت نبایست در ایران باشم. تحملش هم نداشتم و جاهایی را انتخاب می کنم که موقعیت بهتری دارد و نیز از طریق گفت و گوی تمدن ها که به لطف خدا در حال شکل گیری است به یاری خداوند با هدف دفاع از اسلام و صلح  و عدالت در عرصه جهانی، مقابله با افراط گرایی و خشونت در دنیا ، ایجاد امنیت جهاني تلاش  خواهم كرد.

باید کوشید که افکار عمومی در دنیای اسلام و غرب را از قشري های ظاهر پرست و خشونت گرا گرفت و در اختیار منطق و عقل و معنویت و اخلاق قرار داد.

 

این رسالتی است که در خودم احساس می کنم و فکر می کنم این زمینه را نباید از دست داد. اما این به هیچ وجه به این معنا نیست که به ایران توجه نداشته باشم . و حتی اعلام می کنم برای آرامش دل خیلی ها که قدرت را خیلی دوست  دارند. من عطای قدرت رسمی را به لقای آن بخشیدم و تا قدرتمندان احساس نکنند کسان دیگری مدعی هستند و مزاحم آنها هستند، اما مطمئن باشند که بنده به سرنوشت ملت، انقلاب، اسلام، هیچ وقت پشت نخواهم کرد و همه کسانی که دارای تفکر درست، دلسوز انقلاب، و شایستگی هستند دعوت  حضور می کنم و کمک و مساعدت می کنم تا در عرصه حضور داشته باشند و بیایند خدمت خودشان را به ملت انجام دهند . البته ما و کسانیکه دارای تفکر ما هستند نمی خواهند جا را برای کسی تنگ کنند اما انتظار داریم و اعلام می کنیم که نمی خواهیم جا برای ما تنگ شود. فضا را سالم و آزاد بگذارند.

 

جاها را ملت باید تعیین بکند و ملت در صورتی جاها را تعیین می کند که در یک فضای آزاد ، آرام  و امن امکان تصمیم گیری  و اعلام تصمیمش وجود داشته اشد. انتخاب بکند و همه بايد برای این کار تلاش كنيم و یقینا در همه انتخابات در همه عرصه ها بايد حضور داشت و همه  دوستانم را دعوت می کنم که در همه عرصه ها حضور داشته باشند  و همه  برای  خدمت به انقلاب و ملت تلاش خواهيم کرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت   توسط علی   | 

شرايط حضور جبهه مشاركت در انتخابات اعلام شد
26 مرداد 1386

نوروز: شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی دوشنبه‌شب 22 مردادماه تشکیل جلسه داد. اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی دراین جلسه اعلام کردند که این حزب اصلاح‌طلب تنها در انتخاباتی که واجد سه شرط آزادی، سلامت و رقابتی باشد، شرکت می‌کند و بنا ندارد در یک مانور شبهه انتخاباتی صرف شرکت کند.

«هادی قابل» دبیر شورای مرکزی جبهه مشارکت با اعلام این خبر به خبرنگار نوروز گفت: در این جلسه همچنین گزارش دفتر دائمی انتخابات در مورد وضعیت مناطق و استانها ارائه شد. بر اساس این گزارش، لیست‌های انتخاباتی اکثر استانها به مرکز ارسال شده، میز مشورتی در اکثر استانها تشکیل شده و در حال حاضر میزهای مشورتی با هماهنگی مرکز لیست مشورتی جبهه مشارکت را برای کل کشور تهیه و برای ستاد انتخابات اصلاح‌طلبان ارسال می‌کنند.

 

وی افزود:بحث مطرح‌شده دیگر معیارهای انتخاباتی حزب و شعارها و راهها و امکاناتی که در جهت تبلیغات می‌تواند مورد توجه قرار دهد بود، که قرار شد در جلسه آینده طرح کمیته اطلاع‌رسانی در این مورد به شورای مرکزی ارائه شود.

 

به گفته قابل، در جلسه روز گذشته شورای مرکزی پیشنهاد دفتر دائمی انتخابات در مورد کمیته سالم‌سازی انتخابات مطرح شد و قرار بر این شد که تمامی ارکان حزب و احزاب همسو در جبهه اصلاحات برگزاری انتخابات رقابتی و سالم را در دستور کار قرار دهند و از همه امکانات و ارتباطات با شخصیت‌های نظام و شخصیت‌های تاثیر گذار در این مورد استفاده کنند.

 

بررسی «گزینه‌های محتمل» مجلس هشتم در شورای راهبردی انتخاباتی جبهه‌مشاركت

از سوي ديگر رییس دفتر دائمی انتخابات جبهه مشاركت ایران اسلامی درباره جلسه اخیر دفتر دایمی انتخابات این حزب و شورای راهبردی آن گفت: در جلسه‌ دفتر دایمی انتخابات؛ تحلیل شرایط سیاسی كشور و گزینه‌های محتمل در انتخابات، سلامت انتخابات، چگونگی عملكرد نهادهای تصمیم‌گیر، افزایش مشاركت مردمی و نشاط ملی و نگرانی‌هایی از برگزاری انتخابات سالم و سخنرانی برخی مبنی بر دخالت در انتخابات مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

«شمس الدین وهابی» در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا افزود: یكی از مسایلی كه در دفتر دایمی انتخابات و شورای راهبردی حزب بحث شد، تحلیل شرایط سیاسی كشور و این‌كه چه گزینه‌های محتملی می‌توانند در انتخابات مطرح شوند، بود؛ چراكه بسیاری از اقدامات بستگی به این دارد كه مجموعه‌ نهادها و اركانی از حاكمیت كه تدارك برگزاری انتخابات را می‌بینند، چه تصمیمی گرفته و چه اراده و استراتژی را در پیش بگیرند. البته در عین‌حال به پتانسیل افكار عمومی درباره شرایط و نحوه اداره‌ كشور نیز بستگی دارد.

وی افزود: با توجه به این‌كه فكر می‌كنیم منافع ملی ایجاب می‌كند همه گروه‌ها در كشور در یك مشاركت گسترده در نهادهای موثر و تصمیم‌گیر بتوانند نقشی بر سرنوشت خویش و اداره كشور داشته باشند، مبنای پیشنهادی، جریان اصلاحات است كه اداره‌ مناسب كشور رابا حضور همه جریانات سیاسی امكان‌پذیر می‌داند. اگر این تحلیل پذیرفته شود، لازمه امر حضور جریانات مختلف و اركان تصمیم متناسب با پایگاه اجتماعی آن‌هاست. در این‌صورت پایگاه تصمیم‌گیر آیینه‌ای خواهد بود كه می‌تواند كشور را در جهت ترقی و آرمان‌های انقلاب سوق دهد.

وهابی گفت: اگر بپذیریم كه نهادهای تصمیم‌گیر باید براساس قانون اساسی و دیدگاه‌های حقوقی نه سیاسی شكل بگیرند، راه حل آن یك انتخابات آزاد، عادلانه و سالم است و این شرط لازم است برای این كه نهادهای تصمیم‌گیر به درستی عمل كنند؛ لذا یكی از مسایلی كه در این جلسه حزب بررسی شد، نگرانی‌هایی در خصوص بررسی صلاحیت‌ها بود كه آیا شكل حقوقی به خود خواهد گرفت یا سلایق سیاسی در آن منظور خواهد شد. اگر تاكیدی بر نهادهای ناظر و برگزار كننده انتخابات صورت گیرد، می تواند به نوعی تایید این نظریه باشد كه در گذشته به شكل‌های مختلفی عمل شده، گاهی قانونی و گاهی سیاسی كه اگر شكل حقوقی آن اعمال شود بیش شك افزایش مشاركت و نشاط ملی را سبب خواهد شد.

رییس دفتر دایمی انتخابات جبهه‌ مشاركت با بیان اینكه «برگزاری یك انتخابات سالم راه حل مناسبی است برای آن‌كه كشور مقتدرانه از مشكلات عبور كند»، خاطرنشان كرد: هممچنین درجلسه دفتر دایمی انتخابات نگرانی‌هایی از سخنرانی‌هایی افرادی كه قدرت سازماندهی دارند اما دخالت در انتخابات ندارند مطرح شد كه امیدواریم این سخنرانی‌ها اثرگذار نباشد.

 

وی افزود: چگونگی برگزاری انتخابات، شمارش آرا و به طور كلی بحث سلامت انتخابات نیز موضوع دیگری بود كه در خصوص آن گفت‌وگوهایی صورت گرفت كه امیدواریم عملیاتی شدن این مسایل با توجه به صحبت‌هایی مبنی بر حفظ وحدت ملی، نگرانی‌های جدی را رفع كند و فرصت كافی برای معرفی كاندیداها و ارایه برنامه‌های احزاب و گروه‌ها فراهم باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت   توسط علی   | 

محمدرضا خاتمي: نفس برگزاري انتخابات آزاد، يك پيروزي براي اصلاح طلبان است
27 مرداد 1386

دبيركل سابق جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: اگر بتوانيم انتخاباتي آزاد داشته باشيم، پيروزي بزرگ اصلاح‌طلبان است فارغ از اين‌كه اكثريت را كسب كنند يا نه؛ چراكه در انتخابات آزاد به هر حال همواره يك گروه برنده و يك گروه بازنده هستند.

 

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران محمدرضا خاتمي طي سخناني در حاشيه‌ يازدهمين كنگره‌ سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در جمع خبرنگاران افزود: البته در تحليل شرايط اقتصادي و اجتماعي كشور بايد گفت كه اگر انتخابات آزاد باشد، مجلس هشتم از آن اصلاح‌طلبان خواهد بود، هرچند كه مجلس ششم ديگر تكرار نخواهد شد.

 

وي در پاسخ به سوالي درباره عملكرد و اظهار نظرهاي اخير برخي مسوولان بررسي صلاحيت‌ها با تاكيد بر اين‌كه "وجدان اجتماعي عمل خلاف قانون را قبول نمي‌كند" ادامه داد: اگر شرايط سياسي و اجتماعي كشور به گونه‌اي باشد كه ببينند منافع‌شان با رد صلاحيت افراد به خطر مي‌افتد قطعا اين كار را انجام نمي‌دهند. آن‌چه اهميت دارد شرايط اجتماعي و سياسي كشور است كه ان‌شاءالله تا زمان انتخابات به گونه‌اي خواهد بود كه برخي نتوانند قانون‌شكني كنند.

 

وي درباره حضور چهره‌هاي ناشناخته‌تر در انتخابات مجلس اظهار كرد: اين خط تبليغي است كه جناح اقتدارگرا ايجاد كرده تا ما بپذيريم درون اصلاح‌طلبان افرادي مجرم و تندرو وجود دارد در حالي‌كه اكثريت غالب اصلاح‌طلبان چه در مجلس، چه در دولت نيروهاي خدمتگزار، صديق و وفادار به اصل انقلاب اسلامي هستند اما با ديكتاتوري و استبداد همواره مخالف بوده‌اند و طبق فرمايش امام علي(ع) در برابر ظلم و بيداد ايستادگي مي‌كردند. اين دليل نمي‌شود كه آن‌ها را بايد كنار گذاشت و چهره‌هاي ناشناخته‌تري را وارد كرد بلكه كساني را بايد كنار گذاشت كه ظلم مي‌كنند.

 

وي هم‌چنين در ارزيابي خود از برگزاري انتخابات مكانيزه، گفت: بر اصل اين كار نمي‌توان ايرادي گرفت. حتي در دولت اصلاحات و مجلس ششم نيز به دنبال اين بوديم كه روش‌ها را مكانيزه كنيم، اگر صحيح مكانيزه شود و دست انسان در آن دخالتي نداشته باشد شايد بتوانيم جلوي بسياري از دخل و تصرف‌ها را بگيريم گرچه اگر اراده‌ تخلف وجود داشته باشد چه دستي و چه مكانيزه تخلف صورت مي‌گيرد. يكي از نگراني‌هاي عمده‌ اصلاح‌طلبان در انتخابات آينده، سلامت انتخابات است. اين آزموني است كه بايد ديد چگونه برگزاركنندگان از پس آن برمي‌آيند.

 

خاتمي درباره تاثير انتخابات مكانيزه بر مشاركت مردم گفت: بايد پذيرفت كه متاسفانه هرچه انتخابات پيچيده‌تر شود، امكان مشاركت مردمي نيز كاهش پيدا مي‌كند، اما نمي‌توان تصور كرد كه اين طرح به نفع گروه خاص و يا به ضرر يك گروه ديگر تمام خواهد شد، بلكه اگر نفعي باشد متوجه همه‌ گروه‌ها و اگر ضرري باشد نيز متوجه همه‌ گروه‌ها خواهد شد.

 

اين نماينده دوره ششم مجلس شوراي اسلامي به سوالي درباره مذاكره با آمريكا پاسخ داد: نگذاشتند دولت اصلاحات در سياست تنش‌زدايي خود خصوصا با دولت آمريكا، پيش برود. امروز هم اگر دولت نهم مذاكره را آغاز كند، ما استقبال مي‌كنيم؛ چراكه معتقديم اين تنها راهي است كه مي‌تواند به حل مشكلات ما با آمريكا بيانجامد. در عين‌حال انتظار داريم كه مختص عراق نباشد، منافع ملي ما از هر چيز ديگري مهم‌تر است.

 

وي ادامه داد: اگر امروز دولت نهم مي‌تواند مذاكره كند به دليل تغيير شرايط سياسي كشور ماست كه حاصل تلاش هشت ساله‌ دولت اصلاحات است و واقع‌بين شدن مردم و مسوولان و روشن شدن و شفاف شدن فضا در حقيقت حاصل تلاش‌هاي اصلاح‌طلبان است. اين مرحله بايد طي مي‌شد تا مذاكرات بتواند صورت بگيرد. ما به هر حال از اين طرح استقبال مي‌كنيم و مهم نيست چه كسي اين مذاكره را انجام مي‌دهد البته به اين شرط كه منافع ملي حفظ شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت   توسط علی   | 

دست دانشجويان در دست خاتمي
11 مرداد 1386

 انجمن اسلامي دانشگاه کاشان در نامه يي به سيدمحمد خاتمي اعلام کرد؛ دانشگاه هنوز چشم بيدار جامعه است که هرگز وامدار هيچ طيفي نبوده و نيست و در صفحات مکتوبش جز حقيقت چه تلخ چه شيرين، نمي نگارد. در بخش هايي از اين نامه که در ايام حضور اخير خاتمي در کاشان نوشته شده، با بيان اينکه امروز جرياني انحصارطلب و تماميت خواه که آزادي، اين اصل برتر قانون اساسي را به اسم مغايرت با اسلام ناديده مي گيرد و با اشاره به بازداشت تعدادي از دانشجويان و اعتراض به نحوه برخورد با آنان آمده است؛ مگر نه آنکه علم و علم آموزان جايگاهي رفيع در اسلام داشته و دارند؟، اما برخورد با دانشگاه و دانشجو در جهت راديکاليزه کردن جنبش دانشجويي است. به گزارش ايسنا دانشجويان خطاب به خاتمي گفته اند؛ ما دانشجويان با وجود همه انتقاداتي که از 8 سال دوران اصلاحات داريم هنوز دست در دست شما داريم تا در اين راه گامي به سوي هدف برداريم و در پي کسب کف مطالبات خود در اين درياي تکثر هستيم. تنها از شما مي خواهيم که از فرصت ها فرصت شمارانه تر استفاده کنيد. اميد آنکه همچنان که ما دانشجويان دست شما را مي فشاريم شما نيز دست مان را البته گرم تر و پرمهرتر از گذشته بفشاريد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت   توسط علی   |