تبليغاتX
گفتگو و تفاهم
(نماینده جوان دفتر بین المللی گفتگوی تمدن ها در خراسان رضوی)
                         
                                 یاران باران، ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان اصفهان
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 

   
                      
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 

تجربه مشروطیت و بحران آزادی در ایران/ لطف الله آجدانی

 

در بستر تحولات به وجود آمده در عصر قاجاریه و مشروطیت و ظهور و نشر افكار گوناگون و جدید سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در ایران اندیشه آزادی و آزادیخواهی در چارچوب نظام سیاسی مشروطیت یكی از مهمترین اصول و مفاهیمی بود كه در چالش میان سنت و تجدد واكنش های مختلفی را در جامعه ایران برانگیخت. بدون تردید دو عامل استبداد سیاسی حكومت و استبداد مذهبی و تحجر فكری سنت گرایان افراطی از نقش بسیار مهمی در جهت مخالف ایجاد و گسترش و تعمیق آزادی های فردی و اجتماعی در ایران برخوردار بوده است. اما به نظر می رسد محدود كردن موانع و چالش های آزادی های دموكراتیك در ایران به نقش دو عامل استبداد سیاسی و استبداد مذهبی بدون توجه لازم و كافی به نقش مهم عوامل بازدارنده موجود در ماهیت و مبانی تفكر آزادیخواهی از یك سو و رفتار و عملكرد آزادیخواهان از سوی دیگر تحلیل گمراه كننده و توام با ساده نگری و غلط اندیشی است. مدارك و دلایلی در دست است كه از این واقعیت خبر می دهد كه به رغم دفاع سرسختانه غالب علمای دینی مشروطه طلب و مشهور به آزادیخواه عصر مشروطیت از اصل آزادی در یك نظام سیاسی مشروطیت و در چارچوب دموكراتیك آن الزاما آگاهی و دسترسی آنان به واقعیت مشروطیت و اصل آزادی در چنان نظامی را در یك چارچوب منطبق با دموكراسی به شیوه پذیرفته شده آن در فلسفه سیاسی جدید غرب و جوامع دموكراتیك اثبات و منعكس نمی كند. غالب علمای دینی مشروطه طلب به رغم موافقتشان با مشروطیت و اصل آزادی در یك چنان نظامی نتوانستند چندان از چارچوب مفهوم سنتی آزادی فراتر رفته و به عرصه های آزادی های دموكراتیك پا نهند. باید با این واقعیت شجاعانه روبه رو شد كه غالب علما و روحانیان مشروطه طلب در تلاش خود برای استقرار و حفظ نظام مشروطیت بر دفاع از اصل آزادی در یك چنان نظامی نه تحقق یك نظام سیاسی مبتنی بر دموكراسی را در سر می پروراندند و نه از آگاهی های عمیق و بسنده ای درباره مفاهیم و نهادهای جدید برخوردار بودند. بر پایه تصور نادرست از ماهیت و مفهوم واقعی مشروطیت و اصل آزادی در یك چنان نظامی بود كه یكی بر این باور بود كه «مشروطه می گوید تمام خلق در غیر آنچه قانون، كتاب و سنت آنها را مقید كرده باید آزاد باشد.» و دیگری بر این پندار بود كه «مشروطه طلب آزادی قلم و بیان می خواهد یعنی: قدرت امر به معروف و نهی از منكر.» تقلیل دادن های بی بنیاد و گمراه كننده مفاهیم جدید و از آن جمله مفهوم آزادی با هدف انطباق دادن ها و همانند سازی های آن با اسلام بدون توجه به ضرورت ارتقا و اصلاح قرائت های سنتی از اسلام در جهت درك نیازهای جدید و نقش آن تقلیل دادن ها در بدخوانی از مفاهیم جدیدی چون آزادی محدود به روحانیان مشروطه طلب نبود. تلقی روشنفكرانی چون میرزا یوسف خان مستشارالدوله و میرزا ملكم خان ناظم الدوله و هم اندیشان و پیرو آنها از مفهوم آزادی در نظام مشروطیت نیز از آن رو كه مبتنی بر مصلحت اندیشی آنان برای هماهنگ جلوه دادن آن با اسلام از طریق تقلیل مفهوم آزادی به «امر به معروف و نهی از منكر» در اسلام با هدف جلوگیری یا كاهش مخالفت های نیروهای مذهبی بر ضد آزادی بود، از ارزش های دموكراتیك تهی شد. علاوه بر نقش بازدارنده تقلیل مفهوم جدید آزادی در ذهن و زبان غالب روحانیان مشروطه طلب و بسیاری از روشنفكران مذهبی و غیرمذهبی به عنوان یكی از مهمترین تنگناهای نظری آزادیخواهی در حوزه عمل و رفتارهای سیاسی نیز یكی از موانع مهم تحقق و تعمیق و گسترش آزادی های دموكراتیك در ایران عصر مشروطیت ریشه در رفتارهای غیردموكراتیك و تندروی ها و سوء استفاده از آزادی در میان گروهی از مشروطه طلبان مشهور به آزادیخواه داشت. به رغم آزادی های نسبی به وجود آمده در عصر مشروطیت ایران و پاره ای دستاوردهای ارزنده آزادیخواهی، جنبش آزادیخواهی نتوانست چندان از برخی از آزادی های غالبا محدود سیاسی و گاه یك طرفه فراتر رفته و به یك عرصه آزادی همه سویه و فراگیر به ویژه در زمینه احترام به آزادی اندیشه و به رسمیت شناختن حقوق مخالفان فكری پا نهد. از این رو موانع و تنگناهای آزادی در جامعه ایرانی عصر مشروطه محدود به عوامل استبداد سیاسی و استبداد مذهبی و تحجر فكری سنت گرایان افراطی نبود. بدفهمی ها و بدخوانی ها از مفهوم جدید آزادی و تقلیل دادن های آن مفهوم از سوی غالب روحانیون آزادیخواه و بسیاری از روشنفكران عصر مشروطه و پاره ای از تندروی ها و عملكرد افراطی و

ضد دموكراتیك گروه هایی از آزادیخواهان دو عامل مهمی بود كه از درون جبهه آزادیخواهی، سد راه آزادی گردید و نشان داد كه جنبش آزادیخواهی در ایران عصر مشروطه هنوز با درك عمیق همه سویه، فراگیر، معقول و معتدل از آزادی و بازتاب آن در كنش ها و واكنش های سیاسی، اجتماعی، مذهبی و فرهنگی خود فاصله داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 




هنگامي که موضوع مذاکرات هسته‌اي ايران با غرب، دوران داغ و حساس خود را در بهار سال جاري پشت سر مي‌گذاشت، آمريکا، فرانسه، پرتغال و ترکيه، در ششم خردادماه، مانور دريايي و هوايي در آب‌هاي ترکيه برگزار کردند که 34 دولت غربي و عربي و نيز اسرائيل به عنوان ناظر در آن شرکت داشتند. همان روزها اعلام شد که ‌اين مانور، نوعي اخطار به ‌ايران است که بدون توجه به پيام‌هاي غرب، همچنان به برنامه‌هاي هسته‌اي خود ادامه مي‌داد. مبنا و ريشه اجرايي اين مانور به پيمان و معاهده‌اي برمي‌گشت که در سال 2003، جورج بوش، رئيس‌جمهور آمريکا اعلام کرده بود، معاهده‌اي که به موجب آن، کشورهاي عضو، موظفند از وصول مواد اتمي و يا هرگونه لوازم و امکانات سلاح کشتار جمعي به کشورهاي در مظان اتهام جلوگيري کنند. همين امر دستمايه نخستين مانور نظامي بزرگ در آب‌هاي ترکيه شد که از قضا، از سال 1996 به هم‌پيماني اسرائيل در عمليات نظامي درآمده بود. مانور نظامي مشترک آمريکا به اين مانور فوق محدود نشد و سه ماه بعد نيز دوباره مانوري با همين وسعت انجام شد که باز هم همان اهداف سابق در آن لحاظ شده بود.

با گذشت چند ماه از اين مانورهاي نظامي، آمريکا امروز در نزديکي مرزهاي جنوبي ايران در آب‌هاي خليج فارس با همان بهانه و اهداف، مانوري با نام «لبه آشکار» برگزار مي‌کند و با آن‌که آمريکايي‌ها مدعي‌اند که زمان اين مانور از ماه‌ها قبل تدارک ديده شده است، هم‌زماني اين مانور با آغاز مذاکرات پنج عضو دايمي شوراي امنيت پيرامون طرح تحريم ايران در سازمان ملل، بسيار سؤال‌برانگيز است.

25 کشور در اين مانور نظامي مشارکت داشته و کشورهاي قطر، امارات متحده عربي، کويت، کره جنوبي، ژاپن و روسيه به عنوان ناظر در آن حضور دارند. اين در حالي است که در اين مانور، بحرين به عنوان کشور ميزبان نيروهاي عمل‌کننده مشارکت دارد. اين مانور همچون مانور نظامي آمريکا در ترکيه به معاهده پيشنهادي جورج بوش در سال 2003 معطوف شده است، حال آن که کنفرانس بين‌المللي دمکراسي‌هاي جديد، برنامه چهار روزه خود را در قطر آغاز کرده است؛ کنفرانسي که هيأتي از اسرائيل در آن مشارکت دارند. همه ‌اين امور، نشان مي‌دهد که تحولات مهمي در همسايگي کشورمان در حال وقوع است که نمي توان از آن به سادگي گذشت.

آمريکا اکنون در منطقه خليج فارس، چک‌هاي سفيد خود را به حساب کشورهاي عربي منطقه بيرون کشيده است، از همين رو، نگراني کارشناسان عربي منطقه، بدون دليل نيست که مي‌گويند بحران داير بين آمريکا و ايران در موضوع هسته‌اي، ممکن است کشورهاي منطقه را به عنوان سوخت فعال‌کننده ‌اين بحران، وارد ماجرا کند؛ موضوعي که بيش از يک‌سال است در سياست خارجي آمريکا به صورت فعال پيگيري مي‌شود.

آمريکا در اين روزها به شدت با بحران‌هاي فزاينده‌اي روبروست؛ بحران‌هايي که شوکت و اقتدار رئيس‌جمهور آمريکا به عنوان منجي امنيتي، آمريکا را به خطر انداخته است. چندي پيش، جورج بوش، مجبور شد تا بپذيرد آنچه اکنون در عراق در حال رخ دادن است، به بحران ويتنام بي‌شباهت نيست. در ماه گذشته، 104 نظامي آمريکايي در عراق کشته شدند که رکوردي از زمان اشغال عراق به دست نيروهاي آمريکايي تلقي مي‌شود؛ امري که باعث شد آمريکا به رويکرد جديدي براي حل موضوع ناامني در عراق پناه ببرد. همين امر سبب شد تا استراتژي تعيين جدول زماني خروج نيروهاي آمريکايي از عراق که از سوي مقامات عراقي پيگيري مي‌شد، به استراتژي جدول زماني در اختيارگيري امور امنيتي عراق توسط عراقي‌ها از سوي آمريکايي‌ها، تبديل شود. همه ‌اين امور، جمهوريخواهان آمريکا را در وضعيتي بسيار خطرناک قرار داده است، به گونه‌اي که برخي از کارشناسان آمريکايي، انتخابات کنگره آمريکا را که در 16 آبان ماه جاري برگزار مي‌شود، به انتخابات تصفيه جمهوريخواهان از کنگره تعبير کرده‌اند. اين در حالي است که جورج بوش که تا حد يک اصولگراي مسيحي آمريکايي خود را به افکار عمومي اين کشور معرفي کرده است، از سکوي قهرماني در حال سقوط است و همين موضوع، باعث مي‌شود که وي براي بازيابي قدرت و شکوه از دست رفته، به دنبال عرصه جديد تاخت و تاز باشد.

دنياي قهرماني جورج بوش، با اعلام نخستين تجربه اتمي کره شمالي باز هم فرو ريخت و در حالي که از هرگونه مانور نظامي عليه ‌اين کشور به دليل مجهز بودن کره شمالي به موشک‌هاي اتمي عاجز بود، مجبور شد به قطعنامه تحريم اتمي و محاصره دريايي اين کشور بسنده کند، اما اکنون به نظر مي‌رسد مقامات کاخ سفيد که حتي از اجراي مانور نظامي در سواحل کره شمالي عاجز بودند، اين بار بخت سياسي خود را در سواحل جنوبي ايران در خليج فارس آزمايش مي‌کنند.

اکنون همه نگاه‌هاي افکار عمومي آمريکا از کره شمالي به ‌ايران برگشته است، حال آن که ‌ايران، نه تنها هيچ تخطي از نظارت‌هاي آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي نکرده که همه فعاليت‌هاي خود را نيز تحت نظارت اين آژانس قرار داده است، اما همه تحولات نشان مي‌دهد که آمريکا به رغم آن‌که هنوز هيچ تصميم بين‌المللي درباره ايران گرفته نشده، در مسير مورد علاقه خود گام برمي‌دارد و پيش از هر كاري، ايران را به واكنش‌هاي نظامي تهديد مي‌کند.

مانور نظامي امروز آمريکا که به حساب کشورهاي منطقه شکل گرفته است، بدون هيچ شکي، اخطار جدي به‌ ايران درباره استمرار برنامه‌هاي هسته‌ايش به شمار مي‌رود. اکنون دو گام جدي پيش روي ايران هست؛ يکي اداره جديدي براي استمرار ديپلماسي با کشورهاي عربي حوزه خليج فارس در زمينه تبيين سياست‌هاي هسته‌اي ايران و در صورت امکان، کمک و همکاري در زمينه تکنولوژي هسته‌اي براي اهداف صلح‌جويانه و ديگري، پيگيري دقيق فعاليت‌هاي نظامي آمريکا، که به معناي واقعي، تهديدي عليه امنيت ملي ايران به شمار مي‌رود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 


با وجود ابهامات فراوان در پرونده انفجار مقر يهوديان آرژانتين در سال 1994(آميا)، يكي از قضات دادگاه فدرال آرژانتين بدون ارائه شواهد و مدارك، تحت فشار مستقيم صهيونيست‌ها، انگشت اتهام خود را متوجه برخي مقامات جمهوري اسلام ايران كرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري «رويترز»، «رودولفو كانيكوبا كورال» يكي از قضات دادگاه فدرال آرژانتين 12 مقام ايراني را كه پيش از اين به خاطر نبود اطلاعات و شواهد كافي، نامشان از فهرست افراد تحت تعقيب پليس بين‌الملل خارج شده بودند بار ديگر بدون ارائه شواهد و قرائني به مشاركت در طراحي انفجار آميا و تامين هزينه مالي اين عمليات متهم و براي آنها حكم جلب صادر كرد.

كورال جانشين قاضي «خوان خوزه گاليانو» شده است كه پيش از اين حكم بازداشت اين افراد را صادر كرده بود اما خود به خاطر ارتكاب به تخلف و رشوه دادن به يكي از شهود دادگاه در جريان رسيدگي به پرونده آميا، از كار بركنار شد.

آريل ليخو، قاضي فدرال آرژانتين اواخر شهريور ماه علاوه بر گالئانو، هوگو انزورگي رئيس سابق دستگاه اطلاعاتي آرژانتين و روبن براخا رئيس سابق انجمن‌هاي اسرائيلي آرژانتيني را به خاطر تخلف در تحقيقات صورت گرفته درباره انفجار روي داده در آميا محاكمه كرد.
گالئانو به همراه آنزورگي از سوي قاضي ليخو به توقيف اموال به ترتيب تا سقف سه ميليون و يك و نيم ميليون دلار و ممنوعيت خروج از بوينس آيرس محكوم شدند.

اتهام مشاركت مقامات ايران در انفجار آميا دو هفته قبل از سوي «آلبرتو نيسمان»، دادستان كل آرژانتين مطرح شد اما تاكنون نه دولت آرژانتين و نه هيچ مركز يهودي هيچ مدرك قانع كننده اي در اين زمينه ارائه نكرده‌اند.
وزارت امور خارجه ايران در واكنش به اين اتهام، بازگشايي پرونده آميا را متأثر از «اعمال نفوذ صهيونيست‌ها» قلمداد كرد.

بنا بر كيفرخواستي كه دادستان كل آرژانتين صادر كرده، يكي از اعضاي گروه شيعي حزب‌الله لبنان به نام ابراهيم حسين برو در بمبگذاري آميا شركت داشته است.
اين در حالي است كه حزب‌الله اعلام كرده است كه ابراهيم حسن برو در هشتم سپتامبر 1994 يعني حدود دو ماه پس از انفجار آميا در مرجعيون واقع در جنوب لبنان كشته شده است.

بر اساس اين كيفرخواست، ردولفو كانيكوبا كورال از دولت ايران و پليس بين‌الملل (اينترپل) خواسته است متهمان پرونده را بازداشت و به آرژانتين تحويل دهند.
اجراي اين حكم، حتي در صورت موافقت و تنفيذ پليس بين‌الملل، بستگي به قوانين داخلي دولت‌هاي عضو پليس بين‌الملل دارد.

علاوه بر اكبر هاشمي رفسنجاني، علي فلاحيان و علي اكبر ولايتي، وزيران اطلاعات و امورخارجه دولت او، محسن رضائي، فرمانده پيشين سپاه پاسداران، احمد وحيدي، فرمانده پيشين نيروي قدس سپاه پاسداران، محسن رباني، رايزن فرهنگي پيشين سفارت ايران در آرژانتين، احمدرضا اصغري، دبير سوم پيشين سفارت ايران در آرژانتين و هادي سليمانپور، سفير سابق ايران در آرژانتين نيز در زمره متهمان پرونده‌اند.
اين افراد در حالي متهم به دست داشتن در انفجار ساختمان آميا مي‌شوند كه پليس بين‌الملل (اينترپل) در سپتامبر سال گذشته رأي به حذف اسامي دوازده ايراني از فهرست افرادي داده بود.

علاوه بر اين، هادي سليمانپور در ماه اوت سال 2003 به درخواست پليس بين الملل در بريتانيا بازداشت شد و پرونده اي برايش در دادگاهي در شهر لندن تشكيل شد تا موضوع استرداد او به آرژانتين بررسي شود اما وزارت كشور بريتانيا مدارك ارسال شده از آرژانتين را براي استرداد آقاي سليمانپور كافي تشخيص نداد و دستور توقف رسيدگي قضايي و آزادي وي را صادر كرد.

بمبگذاري در ساختمان هفت طبقه انجمن همياري اسرائيل و آرژانتين با نام اختصاري، آميا در بامداد نهم ژوئيه 1994 رخ داد كه در جريان آن 85 نفر جان خود را از دست دادند و بيش از دويست نفر زخمي شدند.

آرژانتين داراي بزرگترين اقليت يهودي در آمريكاي لاتين است و گفته مي شود در تاريخ آرژانتين رسيدگي به هيچ پرونده قضايي به اندازه پرونده انفجار آميا به طول نينجاميده است، تا آنجا كه تاكنون بيش از يكهزار و دويست نفر براي اداي شهادت در مورد اين پرونده به دادگاه احضار شده اند.

از نظر كارشناسان، تكرار موضوع پرونده آميا، دركنار موضوع هسته اي كشورمان و اقدامات ديگري كه در حال طراحي است، ابزاري است براي فشار بيشتر به ايران به منظور عقب نشيني از مواضع اصولي خود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 



بهزاد نبوي همچنين در ادامه اين مصاحبه، به دلايلي نامعلوم، كاملا درباره تحركات سازمان مجاهدين خلق و تجاوز اين گروه تروريستي به خاك كشور كه با انجام عمليات پيروزمندانه «مرصاد» ناكام ماند، سكوت كرده، اما به صورتي مفصل به تجليل از استراتژي نظامي صدام مي‌پردازد.


بهزاد نبوي، نايب رئيس مجلس ششم و عضو سازمان مجاهدين انقلاب، هم‌زمان با صدور حكم اعدام صدام، در اظهارات شگفت‌آوري، به دفاع از استراتژي نظامي صدام پرداخته و با انكار تجاوز گسترده ارتش عراق به خاك ايران پس از پذيرش قطعنامه 598، گفت: سياست صدام اين نبود كه وارد خاك ما شود. هرجا كه تا مرز مي‌رسيد، متوقف مي‌شد، از آن به بعد نيز پياپي عمليات انجام مي‌دادند و بخش‌هاي تحت اشغال قواي ما را در جنوب و غرب، يكي پس از ديگري تصرف مي‌كردند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بهزاد نبوي در حالي نيروهاي ايران را اشغالگر سرزمين عراق و صدام را آزادكننده سرزمين خود و نه متجاوز به خاك ايران مي‌داند كه بنا بر شواهد گسترده تاريخي، نيروهاي ارتش عراق پس از پذيرش قطعنامه از سوي ايران، به صورت گسترده‌اي وارد خاك ايران شدند و حتي تا آستانه اشغال دوباره خرمشهر پيش رفتند كه با پيام امام(ره) مقاومت گسترده رزمندگان اسلام، بار ديگر همه اراضي اشغالي كشور آزاد و صدام مجبور به پذيرش قطعنامه و آتش‌بس شد.

بهزاد نبوي همچنين در ادامه اين مصاحبه با روزنامه «همبستگي»، به دلايلي نامعلوم، كاملا درباره تحركات سازمان مجاهدين خلق و تجاوز اين گروه تروريستي به خاك كشور كه با انجام عمليات پيروزمندانه «مرصاد» ناكام ماند، سكوت كرده، اما به صورتي مفصل به تجليل از استراتژي نظامي صدام مي‌پردازد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 


سايت اينترنتي گوگل در بخشي از اين سايت به معرفي شهر تبريز در قسمت معرفي کشور جمهوري آذربايجان پرداخته است!

به گزارش ايسنا، در اين سايت به آدرس اينترنتي http://video.google.com/videoplay?docid=-5919121363867961000 فيلمي از معرفي شهر تبريز پخش مي‌شود كه به زبان فارسي تهيه شده است.

در سمت راست اين سايت در معرفي شهر تبريز آمده است: تبريز شهري در «آذربايجان جنوبي» است!! که هم‌اکنون در اراضي ايران قرار دارد! و به مختصر توضيحي نيز درباره معماري و فرهنگ اين شهر اکتفا شده است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 


سيدمحمد خاتمي، رئيس مؤسسه بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها كه براي شركت در ‌نشست پاياني گروه بلندپايه‌ ائتلاف تمدن‌ها به شهراستانبول تركيه سفر كرده ‌است، در حاشيه بازديد از اماكن تاريخي اين شهر در گفت‌وگويي با آژانس خبري «اخلاص» به پرسش‌هاي خبرنگار اين رسانه پاسخ داد.

به گزارش ايلنا به نقل از روابط عمومي مؤسسه بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، متن كامل اين گفت‌وگو به اين شرح است:

اخلاص: اخيرا دادگاهي در آرژانتين آقاي هاشمي را در قضيه بمب‌گذاري مركز يهوديان در آرژانتين مقصر دانسته است. نظرتان در اين باره چيست؟

خاتمي: اين يكي از مسخره‌ترين مسائلي است كه مطرح شده است و اصل قضيه هم توطئه‌اي عليه ايران بود. قبلا هم سر و صداهايي كرده بودند و حتي خود مقامات بي‌طرف آنها قضاوت كردند كه ايران در اين مساله دخالتي نداشته و آن هم شخصيتي مثل آقاي هاشمي رفسنجاني كه از چهره‌هاي برجسته، خردمند و صلح‌دوست جامعه‌ ما هستند. من فكر مي‌كنم بعضي مشكلات داخلي آرژانتين بوده كه سبب شده اين مساله را پيش بكشند و طبق اطلاعاتي كه ما داريم پشت اين قضيه دست‌هاي صهيونيستي حضور داشت. فكر مي‌كنم امروز اسراييل در اثر جناياتي كه كرده و نيز مشكلاتي كه آمريكا در سياست‌هايش پيدا كرده در واقع مي‌خواهند برون‌افكني كنند و يك بهانه‌اي پيدا كنند كه از فشار افكار عمومي نسبت به تخطئه برنامه‌هايي كه آنها داشتند، بيرون بيايند. خوشبختانه تصميماتي كه سال‌هاي قبل اعلام شد كاملا مساله را روشن مي‌كند كه آن ادعا و اقدام امر بي‌ربطي بود و اين اقدام هيچ ارزشي از نظر بين‌المللي ندارد و تنها به منزله دشنام و فحشي است كه افراد به ديگران بدهند.

اخلاص: يعني اين را به عنوان يك واقعه مسخره مي‌دانيد؟
خاتمي: كاملا همين‌‏طور است و هم يك توطئه زشتي كه نيروهايي كه غلط فكر مي‌كنند مي‌خواهند آن را انجام بدهند ولي به نتيجه نمي‌رسند.

اخلاص: در مورد انتخاباتي كه در آمريكا شد، چه نظري داريد؟
خاتمي: من با توجه به سفري كه دو ماه پيش به آمريكا داشتم كاملا زمينه تغيير افكار عمومي را نسبت به سياست‌هاي دولت كنوني احساس كردم. مطمئنا سياست جنگ‌افروزي، سياست تحميل فشار، سياست يكجانبه‌گرايي و به‌‏خصوص اشتباهات بزرگي كه آمريكا در عراق كرد سبب شد افكار عمومي آمريكا متوجه شود كه اين روند به زيان مردم است. البته دموكرات‌ها پيروز شدند ولي بيش و پيش از آنكه آنها پيروز شوند سياست‌هاي فعلي و جاري نومحافظه‌كاران شكست خورد. اميدواريم اين حادثه مقدمه‌اي باشد براي اينكه آمريكا بتواند از امكانات خودش واقعا در جهت همگرايي در دنياي امروز و ايجاد صلح استفاده كند.

اخلاص: نظر شما راجع به سياست آمريكا در عراق چيست؟
خاتمي: از جمله عوامل مهم شكستي بود كه سياست‌هاي بوش در عراق خورد. البته همين جا اضافه كنم كه سقوط صدام امري بود كه به نفع مردم عراق و كل مردم منطقه بود ولي شيوه‌اي كه آمريكا به كار برد شيوه‌ نادرستي بود و اميدوارم با تقويت دولت مركزي عراق پايان اشغال و نيز كمك همه كشورهاي منطقه به توسعه و پيشرفت عراق و بازسازي خرابي‌ها، ما شاهد امنيت و ثبات در عراق باشيم.
نشست پاياني گروه بلندپايه ائتلاف تمدن‌ها صبح روز يكشنبه با حضور كليه اعضا و در پشت درهاي بسته كار خود را آغاز كرد.

گروه 18 نفره ائتلاف تمدن‌ها كه سيدمحمد خاتمي، رئيس مؤسسه‌ بين‌المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها نيز از سوي دبيركل سازمان ملل متحد به عضويت آن درآمده است، در اين نشست نتايج يك‌‏سال فعاليت ائتلاف تمدن‌ها را در زمينه ارايه طرحي براي كاهش خشونت‌ها در سطح جهان و تقويت ايده گفت‌وگوي تمدن‌ها جمع‌بندي خواهند كرد.

هدف اين گروه آن‌طور كه كوفي عنان، دبيركل سازمان ملل بارها اعلام كرده پيشبرد ايده گفت‌وگوي تمدن‌ها و پر كردن شكاف‌ها و زدودن پيشداوري‌ها و سوءتفاهم‌ها و سوءبرداشت‌هايي است كه به گفته او خطري بالقوه براي صلح جهاني ايجاد كرده است.

طرح اين گروه دي ماه و در آخرين روزهاي فعاليت كوفي عنان در مقام دبيركل سازمان ملل متحد تسليم وي خواهد شد، تا عنان تحقق آن را از جانشين كره‌اي خويش بان كي مون بخواهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 



ديدني‌هاي امروز

امروز استثنائا عكس از آقاي احمدي‌نژاد و هيأت همراه (هيأت دولت) نداريم. به جايش عكس‌هاي ديدار آقاي باهنر با مدير اجرايي دفتر مقابله با مواد مخدر سازمان ملل را ببينيد.


شادماني از بر كردن كاپشن رئيس جمهور

حسين باغباني طلبه جوان مدرسه معصوميه قم از احمدي‌نژاد درخواست كرد كه كاپشن خود را به وي دهد .رئيس جمهور نيز خواسته اين جوان را اجابت كرد و كاپشن خود را به وي اهدا نمود.


و اين هم آقاي اسبق، سردار سابق و دكتر فعلي قاليباف در بررسي عيار كاپ مسابقات ورزش محلات.


 


يك مرد هندي متخصص، در حال حباب در كردن با وسيله مخصوصش (عكس از AP)

همان‌گونه كه ملاحظه مي‌شود، هر كاري تخصص و ابزار مخصوص لازم دارد، الا مديريت كردن... !


لحظه سقوط بالگرد.

ـ بدو نعيم تا طياره آزادي لت و پارمان نكرده!


تمرين جلوگيري از آتش‌سوزي در ژاپن.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 




فيتيله، چار روز تعطيله
آقاي احمدي‌نژاد و هيأت همراه (ملقب به هيأت دولت) پس از آن‌كه سه‌شنبه به عنوان عيدفطر اعلام شد، روز چهارشنبه و پنجشنبه را تعطيل رسمي اعلام كردند. رئيس‌جمهور، اين تعطيلي دو روزه را «عيدي» دولت به مردم دانست. در زير وضعيت بعضي از اين عيدي‌بگيران ترسيم شده است. (تمام وضعيت‌ها، واقعي‌اند)

1ـ آقايي كه با وجود ميليون‌ها تومان اندوخته در بانك‌ها به خاطر هجوم مردم به خودپردازها و خالي شدن آنها، بي‌پول مانده و با گردن كج، ده‌هزار تومان از بقال محل تقاضاي وجه دستي مي‌كند. بقالي هم كه از سر شب تا به حال به پنج نفر از اهالي محل به همين دليل پول دستي داده، با غر غر هفت هزار تومان به او مي‌دهد.
2ـ تاجري كه قرار است صبح پنجشنبه براي تجارت به چين برود و كارهاي بانكي‌اش را براي سه‌شنبه يا چهارشنبه گذاشته بوده است...
3ـ كاسبي كه اين دو روز از ماليات و اجاره و حق شارژ و عوارض معاف نيست اما به بركت عيدي رئيس‌جمهور و تعطيلي بانك‌ها، از كسب و كار معاف است!
4ـ سربازي كه با تلاش فراوان و خواهش زياد مافوقش را راضي كرده است كه اين دو روز را مرخصي بگيرد و بعد از ثبت مرخصي دو روزه، عيدي رئيس‌جمهور به ملاجش اصابت مي‌كند.
5ـ تاجري كه به خاطر تعطيلي شنبه و يكشنبه در اروپا و اتصال تعطيلي چهارروزه ايران، يك هفته در مرخصي اجباري به سر مي‌برد.
6ـ خبرنگار سايت «بازتاب» كه مجبور است با وجود تعطيلي و نيمه‌تعطيلي بقيه رسانه‌ها، اين دو روز را به سر كار بيايد و خبر و گزارش توليد و منتشر كند!

ضمنا شهردار تهران هم براي عقب نماندن از قافله اعلام كرد كه در اين روزها، تمام شهربازي‌هاي تهران به صورت رايگان كار خواهند كرد. خدا رحمت كند پدر ژپه‌تو را. كاش بود و دست پينوكيو را مي‌گرفت و مي‌آورد به اين سرزمين هميشه تعطيل و شهربازي بزرگ. طفلك پينوكيو در آرزوي Pleasure land چه سختي‌هايي كه نكشيد، آخرش هم كه يك از خدا بي‌خبري مي‌خواست از پوستش طبل بسازد!

اي گنجي سرشناس، اي با همه در تماس!
اكبر گنجي، انقلابي، تندرو، حزب‌اللهي و بنيادگراي سابق و نويسنده، اصلاح‌طلب و ليبرال و به تازگي نظريه‌پرداز مشهور ايراني، در سفرهاي اخيرش به دور دنيا، از آمريكا گذشت و دوباره به اروپا رسيد. او در اين مسير 86 هزار كيلومتري، در تمام دانشگاه‌ها، مؤسسات، تلويزيون‌ها، سايت‌ها، پارك‌ها، كافي‌شاپ‌ها و خلاصه هر جايي كه امكان حرف زدن بود، سخنراني كرد و با شخصيت‌هاي مهم و مشهوري ديدار و گفت‌وگو كرد.

خبرنگار اعزامي «دوربرگردان» به اروپا بخش‌هاي مهمي از سخنراني‌هاي اخير گنجي را مخابره كرده است كه در پي مي آيد (به جاي بخش‌هاي غيرمهم، نقطه‌چين آمده است):

خانم‌ها، آقايان... بسيار خوشوقتم... در ديداري كه من با هابرماس داشتم... هابز به من گفت:... چي گفت؟ ... آيا شما «چامسكي» را مي‌شناسيد؟ ... نوام اِندِ مرامه... شان پن به من گفت .... رورتي فيلسوف بسيار مهمي است... عكس گرفتيم... در ديدار با آنها... آنت بنينگ ... هابرماس ... در ديدار من با برادپت... برادپيت معروف در ديداري كه با هم داشتيم... شان پن، همون خوش‌تيپه رو از نزديك... در ديدار من با رورتي، همون كه كارش درسته... روتري را كه مي‌شناسيد... نوام چامسكي واقعا آدم مهمي است و با من... حتي وارن بيتي ... امضا هم دادند ... .

پوتين پاسخگو
گويا عشق پاسخگويي مستقيم به سؤالات شهروندان به صورت مستقيم، دامن رئيس‌جمهورهاي ممالك ديگر را هم گرفته است.
به گزارش فارس از «ريانوستي»، «ولاديمير پوتين»، رئيس‌جمهور روسيه در يك ارتباط زنده تلويزيوني به بيش از يك ميليون سؤال پاسخ مي‌دهد. قاعدتا نخستين مسئله‌اي كه در مورد خبرهاي اينچنيني ذهن هر آدم عاقلي را به خودش مشغول مي‌كند، مسئله وقت است. به طور مثال، اگر طرح و پاسخگويي هر سؤال يك دقيقه هم طول بكشد، رئيس‌جمهور روسيه بايد شانزده هزار ساعت يا چيزي نزديك به دو سالِ مداوم در حال پاسخگويي باشد، اما هر آدم عاقلي بالاخره بايد اين نكته را هم بداند كه بسياري از اين سؤال‌ها تكراري‌اند و شايد با يك پاسخ كوتاه به يك سؤال، نيازي به پاسخ به هزاران سؤال مشابه نباشد. بدين وسيله از آنجا كه مورد رئيس‌جمهور يك مملكت ديگري هم ادعاي مشابهي شده بود و ان قلت‌هايي در آن زمينه آورده شده بود، اما ما نمي‌توانيم به رئيس‌جمهور آن مملكت بپردازيم، در اينجا به طور جزئي‌تر به همين آقاي پوتين كه فعلا كم‌خطرتر است مي‌پردازيم. اين شما و اين هم برخي سؤال‌ها و جواب‌ها:

+ رفيق پوتين، بالاخره كي كمونيسم بر امپرياليسم پيروز مي‌شود؟ (276/453 بار)
پوتين: به زودي. ان شاء الماركس!
+ براي مشكلات چچن چه كار مي‌خواهيد بكنيد؟ (417/35 بار)
پوتين: هر كاري كه تلفات بيشتري داشته باشد.

+ آيا واقعا دولت ما (روسيه) مي‌خواهد براي ايراني‌ها نيروگاه تأسيس كند؟ (190/34 بار)
پاسخ‌ ـ بستگي به پول خودشان، موافقت آمريكايي‌ها، نظر چين، مساعدت اروپايي‌ها و البته تكنولوژي ما دارد.
+ رابطه روسيه با غرب را چطور مي‌بينيد؟ (203/159 بار)
پوتين: عميق و لذت‌بخش!

+ آيا انتقاد از شما آزاد است؟ (1 بار)
پوتين: بگيد رئيس «كا.گ.ب» يه سر بياد تا پيش من! آدرس سؤال‌كننده چي بود؟

تحقيق مي‌كنيم، مقصر تعيين مي‌كنيم
مثل هميشه «ضعف و اشتباه خلبان» عامل سانحه در سانحه اخير هوايي در فرودگاه مشهد اعلام شد.
با عنايت به اين مورد و تمامي موارد پيش از آن و در جهت پرهيز از كاغذبازي و انجام كارهاي زايد در روند محققين و بررسي‌هاي كارشناسانه كميته‌هاي بررسي سوانح هوايي آتي، با استفاده از فرم‌‌هايي شبيه فرم پيشنهادي ما، در وقت كارشناسان خبره و همچنين مسافران «جان بر كف» صرفه جويي شود.
تبصره: مي‌توان براي صرفه‌جويي هرچه بيشتر در وقت و انرژي، جاي مهر و امضاي اعضاي هيأت تحقيق را هم پر كرد و تنها جاهاي خالي تاريخ و شماره پرواز و نام شركت باشند كه بلافاصله پس از هر سانحه، توسط خبرنگاران خبرگزاري‌ها پر شود!

درخواست‌هايي از رئيس‌جمهور
به گزارش «بازتاب» و بر مبناي پيامي از سوي خوانندگان، بچه‌هاي روستاي زرين‌آباد زنجان براي تشكر از رئيس‌جمهور در حال بافتن يك فرش هستند. بنا بر همين خبر، بچه‌هاي اين روستا در هنگام سفر رئيس‌جمهور به استان زنجان، نامه‌اي به ايشان مي‌نويسند و درخواست ايجاد شغل آبرومندي براي جوانان روستايشان مي‌كنند. چند ماهي مي‌گذرد و خبري نمي‌شود و درست همان زماني كه بچه‌ها فكر مي‌كرده‌اند رئيس‌جمهور نامه‌شان را نخوانده يا اقدامي نمي‌كند، صداي دلنگ ـ دلنگ يك كلنگ به گوششان مي‌رسد و متوجه مي‌شوند كه مراسم كلنگ‌زني يك كارخانه «پتروشيمي» در نزديك روستايشان در حال برگزاري است. بچه‌ها هم كه معتقدند اين كارخانه از بركت همان نامه و انتخاب جناب رئيس‌جمهور است دارند فرشي را به نشانه سپاسگزاري مي‌بافند تا به رئيس‌جمهور بدهند.
اينجانب، ضمن ذوق‌زدگي شديد از اين همه توجه به مسئله اشتغال و با توجه به مستجاب‌الخواسته بودن چنين درخواست‌هايي به نمايندگي از برخي از همكاران تقاضاهايي در راستاي اشتغال‌زايي هرچه بيشتر، خدمت جناب دكتر احمدي‌نژاد (شغلنا فداه) تقديم مي‌كنم:


الف: تقاضا براي احداث يك چاه نفت از طرف مدير مالي «بازتاب»
ب: تقاضا براي راه‌اندازي يك باشگاه فوتبال در قواره‌ چلسي با سرمايه 450 ميليون پاوند از طرف سرويس ورزشي «بازتاب»
ج: تقاضا براي احداث واحد زره‌بافي و الياف فولادي از طرف نماينده حقوقي «بازتاب»
د: تقاضا براي احداث يك مزرعه چاي از طرف آبدارخانه «بازتاب»
ه: تقاضا براي احداث يك معدن نمك از طرف «دوربرگردان»
لازم به ذكر است كه تمام اين واحد‌ها بايستي در نزديكي «بازتاب» بوده و مراسم كلنگ‌زني آن طي يكي ـ دو ماه آينده انجام شوند. همچنين بروبچه‌هاي درخواست‌دهنده آمادگي كامل دارند تا اگر كساني خواستند با ياوه‌گويي‌هايي نظير «كار كارشناسي» و «تحقيقات اوليه» و «امكان‌سنجي» در مسير رئيس‌جمهور محترم، مردمي و متواضع، مهرورز، عدالت‌گستر، شايسته‌سالار و چه و چه كارشكني كنند، گردنشان را خرد كنند.
 با احترام زيادي
م.ف به نمايندگي از «ع.ك»، «ف.ص»، «ف.ش»، «ب.ا»، «م.ح.ج»، «ح.ب»، «ا.ع.ا» و بر و بچه‌ها

دست‌انداز

يكي از درگيري‌هاي دائمي من با سردبير «بازتاب» به نام (به قول بازتابي‌ها.ع.ك!) اين است كه ايشان معتقد است كه دُز احمدي‌نژادي من زياد است و من نه تنها اين‌طور فكر نمي‌كنم، بلكه فكر مي‌كنم از حد استاندارد هم كمتر است.
نظر شما در اين‌باره چيست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 






يكي از نشانه‌هاي پويايي نظام سياسي كشو‌ر‌هاي در حال توسعه، گوناگوني تفكرات حاكم در عين همگرايي گروه‌ها و احزاب براي رسيدن به هدف واحد است، يعني بايد معتقد بود كه سياست به عنوان نان شب زمامداران براي اداره جامعه در رويارويي با مشكلات دروني و بروني و قوت روزانه مردم عادي كه مستقيم يا غيرمستقيم از چالش‌هاي برآمده از منازعه‌هاي فكري، فرهنگي منتفع مي‌شوند، نيازمند ناهمگوني‌هايي است كه به طور ارادي يا غيرارادي بايد براي ثبات و ادامه نظام سياسي ايجاد شده و وجود داشته باشد.

اما آنچه به عنوان نكته مغفول آمايش تفكرات سياسي داراي اهميت است، اتحاد روش و نگرش طرفداران يك‌ فرقه و گروه فكري ولو به صورت ظاهري، براي بقاي حزب و طيف فكري خويش است.

پيشينه سياست‌ورزي واقع‌گرايانه در ايران را بايد به دوران پس از مشروطه و به ويژه پس از كابينه سيد ضياء دانست. نحله‌هاي فكري حاكم در صحنه سياست آن زمان به خاطر كپي‌برداري خود از برنامه‌هاي اروپايي و چهارچوب‌هاي غربي، تفاوت‌هاي بسيار فاحشي با خوي و منش ديگر گروه‌ها و فعالان جمعي ايراني داشتند. اين تفاوت مهم، اتحاد با هم‌حزبي‌ها و هم‌گروهي‌ها در عين اختلافات باطني و دروني گروه بود.

نمونه بارز اين عملكرد، تشكيلات فراماسونري است كه به علت انسجام درون‌گروهي پيروان و اعضاي لژهاي خود، تاكنون اطلاعات اندكي از آن به بيرون درز كرده و منتشر شده است و حتي افشاگري‌هاي امثال اسماعيل رائين نيز بنا بر نظر برخي كارشناسان نصفه و نيمه، مطابق با واقع در آمده است. طرفه اينكه، با جا افتادن سياست‌ورزي در بين ايرانيان و در مقابل، بروز گسترده سياستمداري در ميان اشخاص، روز به روز اين مقوله سياست دستخوش تحول شد و اين روند هم چنان ادامه داشت تا اين‌كه از دهه 1320 به اين سو، ديگر اتحاد تشكيلاتي و انسجام گروهي با تبدل‌هاي مدام و اختلاف‌هاي مستمر، به طور كلي رنگ باخته رو به اضمحلال نهاد.

در حال حاضر نيز با وجود گذشت 28 سال از پيروزي انقلاب و روي كار آمدن نظامي نو با مباني فكري جديد، طبيعتا انشعابات فكري و سياسي متنوعي به منصه ظهور رسيده است كه اين خود در جاي خويش نكو و به جاست، اما آنچه را بايد با ديده تأسف و اندوه بر زبان آورد، اين‌كه هر حزب و گروهي كه چه در قالب حاكم و چه محكوم، مشغول فعاليت شده است، مدام در حال خلق‌الساعه و ايجاد لحظه‌هايي است كه چه بسا بديل و مانندي در گذشته براي بهره‌برداري امروزي و عدم اتلاف وقت و انرژي دوباره داشته و دارد.
يعني آنچه در اين آشفته‌ بازار سياست، هيچ جايي ندارد، نيم‌نگاهي به گذشته و استفاده از تجربه و عبرت‌آموزي از ديگران است.

هم‌اكنون يك سال و اندي است كه بنا به تعبير دولتمردان محترم، دولتي برآمده از مردم و فارغ از وابستگي‌هاي جناحي و سياسي پا به عرصه حاكميت گذاشته است. كساني در اين دولت صاحب منصب شده‌اند كه گاه هيچ نام و نشاني از آنها در صحنه مديريتي كشور مشاهده نمي‌شود، اما به عنوان نمايندگان مردم و تفكرات متمايز از گذشته در مناصب و پست‌هاي حكومتي مستقر شده‌اند. با همه اين اوصاف، يكي از وجوه اشتراك اين دولت ـ كه آن را از استقلال صرف به دور مي‌كند ـ قرار گرفتن برنامه‌ها و طرح‌هاي آن تحت عنوان «اصولگرايي» است.

مبارزه‌اي كه در انتخابات نهم بين اصولگرايان و اصلاح‌طلبان كه در نهايت منجر به حذف اصلاح‌طلبان از صحنه سياسي كشور شد، به وقوع پيوست، تنها در ميدان حاضر شدن دو طيف فكري روبه‌ر‌و‌ي هم نبود، بلكه ده‌ها طرز تفكر و نوع نگرش بود كه به خاطر هدف واحدي خود را در يك جبهه هرچند با مصاديق متعدد به جامعه نمايانده بودند.

با پايان انتخابات نهم و نهادينه شدن تب و تاب‌هاي سياسي كه از ويژگي‌هاي دوران گذار از موومان يا خروش انقلابي است، آنچه دوباره آتش به معركه جناح‌هاي سياسي و به ويژه اصولگرايان حاكم يا منزوي انداخته، سه انتخابات پيش روست كه فرصت را براي عرض اندام دوباره گروه‌ها و رقبا فراهم كرده است.

در حال حاضر، طيف سياستمداران حاكم و جناح در صحنه اصولگرايان را مي‌توان در دو دسته حاميان رئيس‌جمهور و طرفداران شهردار تهران دانست كه هر دو نيز موافقان و مخالفاني چه در شوراي شهر و چه در مجلس دارند. از ديگر سو، بايد توجه داشت كه در حال حاضر، همه نهادهاي حكومتي در اختيار اصولگرايان بوده و مجلس، دولت، قوه قضائيه، خبرگان، شهرداري و شوراها به مثابه شكل هندسي نه چندان منظم به هم پيوسته‌ و بنا بر آمار و ارقام منتشره، همه اين ارگان با شدت و ضعف‌هايي كه گاها اقتضاي زمان و مكان نيز مي‌باشد، مشغول فعاليت و خدمت رساني به مردم هستند.

همّ مجلس، نيل به معيشت بي‌دغدغه و اقتدار و حيثيت ملي است، دولت در جهت كاهش گراني و توجه به اقشار كم‌درآمد مي‌كوشد، قوه قضائيه تظلم‌خواهي از دادورزان حرفه‌اي و قدرتمند را به نفع محرومان سرلوحه كار خود كرده و شهرداري و شوراهاي شهر، خصوصا در تهران با اجراي طرح‌هاي عملياتي و به روز، سعي در رفع معضلات شهر و شكيل كردن محيط سكونت دارند و سرانجام با تمام نقايصي كه ممكن است وجود داشته باشد، اين طيف‌ها همه به يك شعار و آرمان پايبندي نشان مي‌دهند و آن خدمت‌رساني به مردم بوده و اين چيزي است كه بايد بسياري از اثرات مثبت آن را در آينده به نظاره نشست.
اما آه و حسرت از اين‌كه اين مديران سياست‌ورز و دولتمردان سياستمدار، هيچ توجهي به ابعاد اختلافات افروخته شده با هيزم آگاهي يا ناآگاهي خود و دوستانشان ندارند.

دوم خرداد، تجربه خوبي براي اين عزيزان است. شهرداري و شوراي شهر دوره اول، بهترين آينه براي خودنگري اصولگرايان است، اختلاف امثال اصغرزاده به عنوان مستقل‌انديشان اصلاح‌طلب با ديگر همفكران خود كه تا مدتها منجر به فلج شدن كلان‌شهر تهران شده بود، از ياد رفته است؟ آيا بروز و ظهور اختلافات مجمع روحانيون و مشاركت و سازمان مجاهدين كه در نهايت، عقب‌ماندگي از چندين حضور پر رونق سياسي را نصيب طرفداران دوم خرداد كرد، كافي نيست تا دوستان اصولگرا كمي به خود آمده بيشتر بينديشند كه چه مي‌كنند؟

در اين شكي نيست كه اينها همه رقابت براي خدمت بيشتر و بهتر است و چونان مجتهدي كه براي احراز مرجعيت، خود را بايد اعلم از ديگران بداند، همه خود را بهتر و شايسته‌تر و وظيفه را بر دوش خود سنگين‌تر حس مي‌كنند اما در عين پذيرش اين توجيهات، بايد دانست كه هيچ نيازي به تخريب دوستان ديروز و رقباي هم‌فكر امروز براي رسيدن به ميزهاي قدرت و خدمت نيست.

اصولگرايان بايد بسيار خدا را شاكر باشند كه اصول و مباني اصيل انقلاب، به راحتي در صحنه تفكرات مسئولان و جامعه قابل مشاهده بوده و بايد از اين بترسند كه با كفران نعمت و قدر ندانستن چنين فرصتي، رخصت خدمت را از دست بدهند و عمري را به آه و ناله و اي كاش، سپري كنند.

اصول ديني ما و نيز تقرير بزرگان شريعت ما، به خوبي اصول نقد و انتقاد را به ما آموخته است. آبرو بردن و افشاي عيوب نه هنر است و نه عقل‌گرايي. سفاهت و بلاهتي است كه تنها و تنها در نابخردان و آنان كه بويي از منطق نبرده‌اند، قابل مشاهده است.
معلوم نيست كه با چنين وضع پرآشوب و شرايط متشنجي اگر سكان قدرت و حاكميت از دست اصولگرايان خارج شود، دوباره كي و چگونه به دستان آنان برگردد؟ شايد اگر بيشتر بينديشيم، بهتر نتيجه‌گيري كنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 



جالب آنكه سناتور ريك سنتروم از ايالت ويرجينيا كه به مخالفت شديد با دولت ايران در سناي امريكا شهرت داشت و اكثر لوايح بر ضد ايران با رهبري او به مجلس سنا ارائه ميگرديد در اين انتخابات كرسي خود را به كانديداي دمكرات كيسي واگذار نمود.


پس از فتح مجلس نمايندگان با اكثريت آرا توسط دمكراتها مجلس سنا نيز در معرض فتح جمهوريخواهان قرار گرفته است، با اين حال اين بار آراء ايالت ويرجينيا مورد اعتراض جمهوريخواهان قرار گرفته است و براي اعتراض حقوقي، تا شمارش مجدد، برنده انتخابات مجلس سنا از اين ايالت در پرده اي از ابهام قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار بازتاب دمكراتها كه 4 كرسي از شش كرسي مورد نظر خود را براي كسب اكثريت آرا در مجلس سنا را بدست آورده اند، با اعتراض جمهوريخواهان براي دو كرسي ديگر در ايالتهاي ويرجينيا و مانتانا مواجه گشته اند.

اعلام دعواي حقوقي و شمارش آراء مجدد، اعلام نتايج انتخابات ايالت ويرجينيا را تا ماه دسامبر به تعويق انداخت و اين بار هم طبق قانون اساسي امريكا سرنوشت آراء ايالت ويرجينيا توسط ديوان عالي امريكا و 9 قاضي آن كه اكثريت آنها در اختيار جمهوريخواهان است رقم زده مي شود.

در ايالت ويرجينيا كانديداي دمكرات آقاي جيمز وب با 8000 راي بيشتر، از نامزد جمهوريخواه، سناتور جورج آلن پيشي گرفته است. در كل اين ايالت هم دو ميليون نفر راي داده اند.

همچنين در ايالت مونتانا كانديداي دمكرات آقاي جان تستر آراء بيشتري از كانديداي جمهوريخواهان دارد و قرار است آمار نهايي آخر وقت روز چهارشنبه اعلام گردد.

جالب آنكه سناتور ريك سنتروم از ايالت ويرجينيا كه به مخالفت شديد با دولت ايران در سناي امريكا شهرت داشت و اكثر لوايح بر ضد ايران با رهبري او به مجلس سنا ارائه ميگرديد و همچنين نفر سوم جمهوريخواهان در مجلس سناي امريكا بود، در اين انتخابات كرسي خود را به كانديداي دمكرات كيسي واگذار نمود.

دمكراتها همچنين در انتخابات فرمانداريهاي آمريكا پيروزي چشمگيري بدست آوردند آنها از 50ايالت آمريكا كه براي 36 ايالت آن راي گيري جهت انتخاب فرماندار انجام گرديد، 6 فرمانداري متعلق به جمهوريخواهان را از آن خود نمودند كه با اين وضعيت، اكثريت جمعيت 285 ميليون نفري امريكا زير نظر فرمانداران دمكرات خواهد بود با اين حساب تا اندازه زيادي منابع دولتي در اختيار دمكراتها قرار ميگيرد و اين امتياز ارزنده اي براي انتخابات رياست جمهوري سال 2008 خواهد بود

سناتور با نفوذ جمهوريخواهان در مجلس سنا مي گويد اكنون زماني است كه جمهوريخواهان بايد از خواب بيدار شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   | 

فرزند آقاي «الف»، از مديران ارشد آذربايجان شرقي با همكاري چند تن از دوستان خود، هنگام گشت‌زني با يك خودرو دولتي، دختر و پسر جواني را به بهانه امر به معروف و نهي از منكر، متوقف مي‌كنند.

 

سرنوشت فرزند يكي از مديران ارشد دولتي تبريز و چند تن از دوستان وي كه به اتهامات اخلاقي دستگير شده بودند، در هاله‌اي از ابهام قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از تبريز، فرزند آقاي «الف»، از مديران ارشد آذربايجان شرقي با همكاري چند تن از دوستان خود، كه يكي از آنان از نيروهاي قراردادي شهرداري و ديگري، فرزند يكي از افراد سرشناس تبريز است، هنگام گشت‌زني با يك خودرو دولتي، دختر و پسر جواني را به بهانه امر به معروف و نهي از منكر، متوقف مي‌كنند.

به نوشته هفته‌نامه «ساقي» تبريز، آنان پس از ضرب و شتم پسر جوان، دختر را سوار اتومبيل كرده و به مكان خلوتي منتقل مي‌كنند....

پس از اين واقعه و گزارش مردم به نيروي انتظامي منطقه و تعقيب و گريز پليس براي دستگيري اين افراد، يكي از متهمان كه كلت كمري به همراه داشت، با اين‌ ادعا كه ضابط قضائي است، به سوي نيروهاي پليس شليك كرده و متواري مي‌شود. اما پس از تلاش فراوان پليس، يك نفر دستگير و دو نفر ديگر فرار مي‌كنند.

به نوشته هفته‌نامه «ساقي»، آقازاده دستگير شده، پيش از دستگيري و در زماني كه پدرش در يكي از كارخانه‌هاي وابسته به نهادهاي دولتي بوده نيز سوءاستفاده‌هاي كلاني داشته است.

شهردار تبريز نيز با تأييد اين خبر و استفاده متهمان از خودروي دولتي، از پيگيري حراست اين اداره براي دستيابي به كارمند قراردادي يادشده خبر داد.

گفتني است، آقازاده فوق و آقاي «ه»، كه فرزند يكي از متنفذان تبريز است، چند روز پس از دستگيري با قيد ضمانت آزاد شده و آقاي «خ»، كارمند سابق شهرداري منطقه 7 كه خود را از اعضاي ستاد اجرايي امر به معروف و نهي از منكر تبريز معرفي كرده، متواري است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/21ساعت   توسط علی   |