|
|
|
|
|
عبدالكريم سروش نسل پویا بوسیله: Roozbeh در: Tuesday, May 02 چراغی که به خانه رواست...
عبدالكريم سروش خرد ورزي آشنا در معادلات فكري پس از انقلاب. آغازگر قبض و بسط تئوريك شريعت و منادي دهنده امروز جامعه اخلاقي. اما سروش كه بود و از كجا آمد؟ بهتر است با هم مرور كنيم زندگي وي را. آذر ماه 1324 خورشيدي كه جهان سال 1945 ميلادي را پشت سر مي گذاشت. حاج فرج دباغ پدري عطار با طبعي عارفانه و شاعرانه در محله ميدان خراسان تهران صاحب فرزندي شد كه نام او را حسين نهاد. تقويم قمري نيز روز دهم محرم (عاشورا) را نشان ميداد و وفات مولانا وقايع اين روز را تكميل مي كرد. چند سال نخستين زندگي مي گذرد و حسين در شش سالگي به دبستان مي رود و از همان ابتدا علاقمندانه به مطالعه و خواندن و نوشتن شعر. خود به نقل از مادرش مي گويد : « در اين دوران تبهاي بسياري به سراغم مي آمد كه برخي آنرا ناشي از مطالعات سنگين تر از سنم مي دانستند.» بهر حال دوران دبستان را با شيريني كودكانه اش پشت سر نهاده قدم به دوران نوجواني دبيرستان مي گذارد. رشته رياضي را بر مي گزيند آن هم در دبيرستان علوي. رياضيات براي او محدود به مطالعه خاصي نمي شود و وي مطالعات فلسفي و ادبي خود را هم آغاز مي نمايد. كتاب «سقراط مردي كه جرات پرسيدن داشت» شالوده نخستين فكري او را بنا مي نهد و روابط و مجادلات سوفيسطها با سقراط برايش در خور توجه مي شود. فضاي دبيرستان علوي شايان ذكر است چرا كه در آنجا علاوه بر وي جوانان ديگري نيز مشغول تحصيل بودند كه بعدها تبديل به چهره هاي مطرحي شدند : كمال خرازي، حداد عادل، نعمت زاده و چند تن از رهبران سازمان مجاهدين خلق. حسين، يا بهتر است كم كم از نام مستعار عبدالكريم سروش استفاده كنيم، مدتي به جلسات انجمن ضد بهائيت رفت و آمد مي كند و مدتي نيز در جلسات درس فلسفه اسلامي يكي از شاگردان استاد مطهري. ولي با ورود به دانشگاه شركت در جلسات از سوي وي دچار وقفه ميشود. سال 1342، سالي است كه سروش وارد دانشكده داروسازي دانشگاه تهران مي شود. در اين دوران وي به طور جدي فعاليت سياسي ندارد اما هرگز از تحصيل فلسفي و ادبي غافل نمي شود و چاشني اين مطالعات همانا مثنوي حضرت مولاناست. سروش كمي هم درس طلبگي را تجربه مي نمايد آن هم در رشته فقه و اصول و فلسفه اسلامي. سال 1347 تا 1349 برگي ديگر از زندگي وي ورق مي خورد و او اينبار خود را در لباس افسر وظيفه اي مي بيند در بهداري پادگان تهران. اما حالا كه خدمت سربازي تمام شده وي مي بايست كه به فكر معيشت زندگي مي باشد كه او 15 ماه كار در بوشهر را به عنوان سرپرست آزمايشگاه مواد خوراكي مي پذيرد تا مقدمه اي باشد براي فرداي كاري بهتر، سروش در سال 1351 ازدواج مي نمايد و پس از آن تهران را به مقصد لندن ترك كرده تا تحصيلات خود را ادامه دهد. اما سالهاي منتهي به انقلاب براي او بسيار پر ثمر است، هم به لحاظ علمي و هم به لحاظ فعاليتهاي اجتماعي و سياسي. از دستاوردهاي علمي شروع مي كنيم كه ابتدا رشته شيمي آنالتيك ولي سپس رشته فلسفه علم را در كالج چلسي دانشگاه لندن پشت سر مي گذارد. همچنين تشكيل جلسات متعدد با ساير مسلمانان ملل مختلف پيرامون مباحث سياسي، علمي و ديني در كارنامه فعاليتهاي اجتماعي و سياسي وي به چشم مي خورد. 29 خرداد 1356 خبر تكان دهنده اي در عالم روشنفكري ديني ايران به وقوع مي پيوندد و آن درگذشت دكتر علي شريعتي است. دكتر شريعتي در حاليكه به صورت نيمه مخفي در شهر ساوتهمپتون انگلستان به سر مي برد به طور مشكوكي در تنهايي از دنيا مي رود و سروش از اولين دستاوردان اوست كه در كنار پيكرش حاضر مي شود و حتي در شستن جنازه وي به كمك مجتهد شبستري مي شتابد. با وقوع انقلاب اسلامي بسياري از ايرانيان خارج از كشور جاي خود را به گروههاي ايراني مخالف انقلاب داده و به كشور باز مي گردند. دكتر سروش نيز با كسب معارف جديد در ارديبهشت ماه 58 مي آيد و تا خرداد 59 به عنوان عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت معلم خدمت مي نمايد. اينك سروش را در مقام يكي از تئوريسينهاي جمهوري اسلامي مي بينيم، در پشت ميزهاي مناظره در برابر توده اي ها و ماركسيستها. اما در اين سال ماجراي انقلاب فرهنگي از سوي دانشجويان مسلمان منجر به تعطيلي دانشگاهها مي شود. پس از وقوع اين حادثه از سوي امام خميني دكتر باهنر مامور تشكيل گروهي مي گردد كه به ستاد انقلاب فرهنگي معروف مي شود. نام دكتر سروش به همراه 6 تن ديگر (آقايان : جلال الدين فارسي، شمس آل احمد، رباني املشي، دكتر باهنر، دكتر حسن حبيبي و دكتر علي شريعتمداري) نيز به چشم مي خورد. بنا به گفته خود دكتر سروش :«ستاد، وظيفه بازگشايي يا بهگشايي دانشگاهها را بر عهده داشت» و سپس ستاد كارش را تا سال 62 به همين منوال ادامه داد تا اينكه به تدريج تبديل به شوراي انقلاب فرهنگي گشت و اين زماني بود كه سروش استعفاي خود را تقديم كرد و عطاي آن را به لقايش بخشيد. از اين زمان به بعد بازگشتي دوباره از سوي وي به سمت فعاليتهاي علمي شاهديم. تدريس دروسي مثل : فلسفه علم، فلسفه تاريخ، كلام جديد، شرح مثنوي و ... همكاري با ماهنامه كيهان فرهنگي (نشريه اي نزديك به جريان روشنفكري ديني در دهه اول انقلاب). همچنين پژوهشگر انجمن حكمت و فلسفه، پژوهشگر پژوهشگاه علوم انساني و عضويت در فرهنگستان علوم از ديگر نقاط كارنامه او در دهه نخستين انقلاب است. شرايط پس از فوت رهبر انقلاب در سال 68 باعث مي گردد تا نظريه قبض و بسط تئوريك شريعت دكتر سروش كه در قالب مقالاتي در كيهان فرهنگي منتشر گشت، با مخالفتهاي شديدي مواجه شود و ايستادگي مسئولان نشريه به قيمت تعويض در سطح مديريت كيهان فرهنگي تمام شد. اندك مدتي از اين رويداد كادر كيهان فرهنگي، مجله جديدي راه اندازي مي كنند به نام كيان و جلسات عصرهاي يكشنبه با محوريت عبدالكريم سروش، شالوده فكري اين گروه را پايه ريزي مي كند. سروش مباحث و يافته هاي جديد خود را پيگيري كرده و استقبال دانشجويان روشن انديش را به همراه دارد تا اينكه منجر به تعطيلي كلاسهاي وي در دانشگاه مي شود و حتي تا جايي پيش مي رود كه از سوي خشونت طلبان لقب مرتد گرفته، تهديد به مرگ مي شود. از اين پس جلسات دكتر سروش با حمله و ضرب و شتم از سوي گروههاي خاص همراه است. مطرح شدن دكتر سروش در مجامع علمي جهان باعث مي شود تا اين اقدامات و فشارها عليه وي از سوي آنان نيز محكوم شود و مدتي دكتر سروش را درگير با دستگاههاي امنيتي نمايد. سروش به مدت يك سال و نيم به خارج از كشور مي رود تا اينكه دوم خرداد 76 رقم خورد. سروش اميدوارانه به ايران بازگشت. سالهاي 77 و 78 به خوبي سپرده شده، كتابهاي سروش بيشترين رونق را مي يابند و سخنرانيهاي وي در محافل دوستانه با اقبال بي سابقه اي مواجه مي گردد. سروش موسسه اي بنيان مي نهد به نام پژوهش و معرفت. اما حملات اقتدار گرايان دوباره قوت مي يابد. مقاله «خاتمي كه آمد گفتم فاتحت است نه خاتمت» شكوه وي به رئيس جمهور است و نامه گله آميز دوم او بازگشت دوباره به خارج از وطن را به همراه دارد. تصاحب كرسي در دانشگاه ها روارد او را راضي نمي كند چرا كه «چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است». بالاخره تعطيلات تابستاني 81 فرصتي شد تا دكتر عبدالكريم سروش به ايران بازگردد و جامعه اخلاقي و تجديد تجربه اعتزال را مطرح كرده، اردوي تحكيم اكثريت را افتتاح نمايد و با بازگشايي دانشگاهها مجدداً ايران را ترك نمايد به اميد آن روز كه ايران براي همه ايرانيان شود.
با تشکر از آقای شاکری که این مطلب را در اختیار نسل پویا قرار دادند. حروفچینی:آرمین امانی |
||
|
|
|
|
|
سید محمد خاتمی بوسیله: naslepooya در: Saturday, February 18
حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمی فرزند مرحوم آيت الله سيد روح الله خاتمی در سال ۱۳۲۲ هجري شمسی ـ ۱۹۴۳ ميلادی - در شهر اردكان واقع در استان يزد متولد شدند. پدر ايشان از روحانيون نيكنام و بلند آوازه آن ديار ، عالمی فرزانه ، فقیهی روشن بين و عارفی مبارز و مردم گرا بود . آن مرحوم موسس مدرسه علميه اردكان بودند و امامت جمعه شهرستان يزد را بر عهده داشتند .آقای سيد محمد خاتمی دو برادر و چهار خواهر دارند . در سال ۱۳۵۳ با خانم زهره صادقی ازدواج كردند كه ثمره اين ازدواج دو دختر و يك پسر به نامهای ليلا (۱۳۵۴) ، نرگس (۱۳۶٠ ) و سید عمادالدین (۱۳۶۷) است . در سال ۱۳۴۹ هجری شمسی ( ۱۹۷٠ ميلادی ) در دوره كارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه تهران پذيرفته شدند و به ادامه تحصيل پرداختند و در حاليكه كه امكان استفاده از بورس تحصیلی دوره دكترا در خارج از كشور از طرف دانشگاه تهران برايشان فراهم شده بود به شهرستان قم بازگشتند و طی چندين سال اقامت ، با كوشش و جديت مراحل دروس " خارج " " فقه و اصول " و دوره عالی فلسفه را در محضر آيات عظام و استادانی چون مرتضی حائری يزدی (قده) ، وحيد خراسانی ، سيد موسی شبيری زنجانی ، شهيد مرتضی مطهری (قده) و عبدالله جوادی آملی گذراندند . |
||
|
|
|
|
|
افسران «آيزنهاور» كه با مقامات دولتي و نظامي و رسانهها رابطه داشتند، پس از رسيدن دستور حركت به جنگ با ايران، اعتراض و اعلام كردند: اين كار برخلاف سوگند آنان در وفادار ماندن به قانون اساسي است، چراكه بر پايه قانون اساسي، تنها كنگره ميتواند دستور جنگ را صادر كند، نه رئيسجمهور.
يك ژنرال آمريكايي با اشاره به حركت ناو «آيزنهاور» به سوي ايران، پيشبيني ميكند كه اگر قرار است حملهاي به ايران صورت گيرد، احتمالا بايد در فرصت يك ماهه آينده باشد تا دستكم تأثيري در جايگاه لرزان بوش داشته و در انتخابات نيمه آبان كنگره آمريكا از آن استفاده شود. |
||
|
|
|
|
|
بعيد نيست شوراي همکاري خليج فارس نيز با اقدامي هماهنگ و ايجاد مرکزيتي واحد در يکي از کشورها، که احتمال آن براي عربستان بيش از ديگران است، گام واحد خويش براي دستيابي به تکنولوژي هستهاي را اعلام کند و انتظار ميرود خاورميانه در دو دهه آينده، يکي از مراکز اصلي توسعه تکنولوژي هستهاي در جهان باشد.
هنگامي که ايران رسما، پيوستن خود را به باشگاه کشورهاي اتمي و صاحب تکنولوژي هستهاي اعلام نمود، شايد کشورهاي عربي همسايه ايران و نيز خاورميانه، که مرزهاي آن تا مصر امتداد مييابد، بيش از هر منطقه ديگر، با حساسيت بيشتري ادامه تحولات اعلام انضمام ايران را دنبال ميكردند. چه بسا، اين امر براي کشورهاي آسياي ميانه، به ميزان حساسيتهاي کشورهاي عربي با اهميت نبود، چراکه آنها يا خود داراي تکنولوژي و حتي سلاحهاي اتمي بودند و يا آنکه در عهد اتحاد جماهير شوروي سابق، خود، زير مجموعه پايتختي بودند که در همه موازنههاي رعب و وحشت اتمي با غرب برابري ميکرد. |
||
|
|
|
|
|
تاكنون مجموع موارد كشفشده وامهاي دريافتي آقاي «ر» از سيستم بانكي كشور به سيزده هزار و دويست ميليارد ريال، معادل 5/1 ميليارد دلار رسيده است كه اين مبلغ حيرتانگيز از سرمايه بسياري از بانكهاي دولتي و خصوصي و بودجه سالانه بيشتر وزارتخانههاي كشور بيشتر است.
با روشن شدن ابعاد تازهاي از سوءاستفاده آقاي «ر» از سيستم بانكي كشور، مشخص شد كه حجم وامهاي دريافتي توسط وي از كل سرمايه بسياري از بانكهاي دولتي نيز بيشتر است. |
||
|
|
|
|
|
اكثر قريب به اتفاق اطلاع ارائه شده به نمايندگان مجلس در جلسه غيرعلني، مربوط به تبصره 13 كذب بوده و تا زمان جلسه، يك ريال و يك سنت نيز از بودجه ريالي و ارزي مربوط به سيستم حملونقل عمومي تهران، به ويژه مترو پرداخت نشده است.
برخي از مقامات بانفوذ براي تحتالشعاع قرار دادن رقيب، اقدام به بحرانسازي در سيستم حملونقل تهران ميكنند. |
||
|
|
|
|
|
حدود نيمي از ستادهاي انتخاباتي رئيسجمهور، در اعتراض به عملكرد برخي اعضاي دولت، از حضور در فعاليتهاي انتخاباتي شوراهاي شهر خودداري كردند.
حدود نيمي از ستادهاي انتخاباتي رئيسجمهور، در اعتراض به عملكرد برخي اعضاي دولت، از حضور در فعاليتهاي انتخاباتي شوراهاي شهر خودداري كردند. |
||