تبليغاتX
گفتگو و تفاهم
(نماینده جوان دفتر بین المللی گفتگوی تمدن ها در خراسان رضوی)
عبدالكريم سروش

نسل پویا

بوسیله: Roozbeh در: Tuesday, May 02

چراغی که به خانه رواست...

دکتر عبدلکریم سروش

عبدالكريم سروش خرد ورزي آشنا در معادلات فكري پس از انقلاب. آغازگر قبض و بسط تئوريك شريعت و منادي دهنده امروز جامعه اخلاقي. اما سروش كه بود و از كجا آمد؟ بهتر است با هم مرور كنيم زندگي وي را. آذر ماه 1324 خورشيدي كه جهان سال 1945 ميلادي را پشت سر مي گذاشت. حاج فرج دباغ پدري عطار با طبعي عارفانه و شاعرانه در محله ميدان خراسان تهران صاحب فرزندي شد كه نام او را حسين نهاد. تقويم قمري نيز روز دهم محرم (عاشورا) را نشان ميداد و وفات مولانا وقايع اين روز را تكميل مي كرد. چند سال نخستين زندگي مي گذرد و حسين در شش سالگي به دبستان مي رود و از همان ابتدا علاقمندانه به مطالعه و خواندن و نوشتن شعر. خود به نقل از مادرش مي گويد : « در اين دوران تبهاي بسياري به سراغم مي آمد كه برخي آنرا ناشي از مطالعات سنگين تر از سنم مي دانستند.» بهر حال دوران دبستان را با شيريني كودكانه اش پشت سر نهاده قدم به دوران نوجواني دبيرستان مي گذارد. رشته رياضي را بر مي گزيند آن هم در دبيرستان علوي. رياضيات براي او محدود به مطالعه خاصي نمي شود و وي مطالعات فلسفي و ادبي خود را هم آغاز مي نمايد. كتاب «سقراط مردي كه جرات پرسيدن داشت» شالوده نخستين فكري او را بنا مي نهد و روابط و مجادلات سوفيسطها با سقراط برايش در خور توجه مي شود. فضاي دبيرستان علوي شايان ذكر است چرا كه در آنجا علاوه بر وي جوانان ديگري نيز مشغول تحصيل بودند كه بعدها تبديل به چهره هاي مطرحي شدند : كمال خرازي، حداد عادل، نعمت زاده و چند تن از رهبران سازمان مجاهدين خلق. حسين، يا بهتر است كم كم از نام مستعار عبدالكريم سروش استفاده كنيم، مدتي به جلسات انجمن ضد بهائيت رفت و آمد مي كند و مدتي نيز در جلسات درس فلسفه اسلامي يكي از شاگردان استاد مطهري. ولي با ورود به دانشگاه شركت در جلسات از سوي وي دچار وقفه ميشود. سال 1342، سالي است كه سروش وارد دانشكده داروسازي دانشگاه تهران مي شود. در اين دوران وي به طور جدي فعاليت سياسي ندارد اما هرگز از تحصيل فلسفي و ادبي غافل نمي شود و چاشني اين مطالعات همانا مثنوي حضرت مولاناست. سروش كمي هم درس طلبگي را تجربه مي نمايد آن هم در رشته فقه و اصول و فلسفه اسلامي. سال 1347 تا 1349 برگي ديگر از زندگي وي ورق مي خورد و او اينبار خود را در لباس افسر وظيفه اي مي بيند در بهداري پادگان تهران. اما حالا كه خدمت سربازي تمام شده وي مي بايست كه به فكر معيشت زندگي مي باشد كه او 15 ماه كار در بوشهر را به عنوان سرپرست آزمايشگاه مواد خوراكي مي پذيرد تا مقدمه اي باشد براي فرداي كاري بهتر، سروش در سال 1351 ازدواج مي نمايد و پس از آن تهران را به مقصد لندن ترك كرده تا تحصيلات خود را ادامه دهد. اما سالهاي منتهي به انقلاب براي او بسيار پر ثمر است، هم به لحاظ علمي و هم به لحاظ فعاليتهاي اجتماعي و سياسي. از دستاوردهاي علمي شروع مي كنيم كه ابتدا رشته شيمي آنالتيك ولي سپس رشته فلسفه علم را در كالج چلسي دانشگاه لندن پشت سر مي گذارد. همچنين تشكيل جلسات متعدد با ساير مسلمانان ملل مختلف پيرامون مباحث سياسي، علمي و ديني در كارنامه فعاليتهاي اجتماعي و سياسي وي به چشم مي خورد. 29 خرداد 1356 خبر تكان دهنده اي در عالم روشنفكري ديني ايران به وقوع مي پيوندد و آن درگذشت دكتر علي شريعتي است. دكتر شريعتي در حاليكه به صورت نيمه مخفي در شهر ساوتهمپتون انگلستان به سر مي برد به طور مشكوكي در تنهايي از دنيا مي رود و سروش از اولين دستاوردان اوست كه در كنار پيكرش حاضر مي شود و حتي در شستن جنازه وي به كمك مجتهد شبستري مي شتابد. با وقوع انقلاب اسلامي بسياري از ايرانيان خارج از كشور جاي خود را به گروههاي ايراني مخالف انقلاب داده و به كشور باز مي گردند. دكتر سروش نيز با كسب معارف جديد در ارديبهشت ماه 58 مي آيد و تا خرداد 59 به عنوان عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت معلم خدمت مي نمايد. اينك سروش را در مقام يكي از تئوريسينهاي جمهوري اسلامي مي بينيم، در پشت ميزهاي مناظره در برابر توده اي ها و ماركسيستها. اما در اين سال ماجراي انقلاب فرهنگي از سوي دانشجويان مسلمان منجر به تعطيلي دانشگاهها مي شود. پس از وقوع اين حادثه از سوي امام خميني دكتر باهنر مامور تشكيل گروهي مي گردد كه به ستاد انقلاب فرهنگي معروف مي شود. نام دكتر سروش به همراه 6 تن ديگر (آقايان : جلال الدين فارسي، شمس آل احمد، رباني املشي، دكتر باهنر، دكتر حسن حبيبي و دكتر علي شريعتمداري) نيز به چشم مي خورد. بنا به گفته خود دكتر سروش :«ستاد، وظيفه بازگشايي يا بهگشايي دانشگاهها را بر عهده داشت» و سپس ستاد كارش را تا سال 62 به همين منوال ادامه داد تا اينكه به تدريج تبديل به شوراي انقلاب فرهنگي گشت و اين زماني بود كه سروش استعفاي خود را تقديم كرد و عطاي آن را به لقايش بخشيد. از اين زمان به بعد بازگشتي دوباره از سوي وي به سمت فعاليتهاي علمي شاهديم. تدريس دروسي مثل : فلسفه علم، فلسفه تاريخ، كلام جديد، شرح مثنوي و ... همكاري با ماهنامه كيهان فرهنگي (نشريه اي نزديك به جريان روشنفكري ديني در دهه اول انقلاب). همچنين پژوهشگر انجمن حكمت و فلسفه، پژوهشگر پژوهشگاه علوم انساني و عضويت در فرهنگستان علوم از ديگر نقاط كارنامه او در دهه نخستين انقلاب است. شرايط پس از فوت رهبر انقلاب در سال 68 باعث مي گردد تا نظريه قبض و بسط تئوريك شريعت دكتر سروش كه در قالب مقالاتي در كيهان فرهنگي منتشر گشت، با مخالفتهاي شديدي مواجه شود و ايستادگي مسئولان نشريه به قيمت تعويض در سطح مديريت كيهان فرهنگي تمام شد. اندك مدتي از اين رويداد كادر كيهان فرهنگي، مجله جديدي راه اندازي مي كنند به نام كيان و جلسات عصرهاي يكشنبه با محوريت عبدالكريم سروش، شالوده فكري اين گروه را پايه ريزي مي كند. سروش مباحث و يافته هاي جديد خود را پيگيري كرده و استقبال دانشجويان روشن انديش را به همراه دارد تا اينكه منجر به تعطيلي كلاسهاي وي در دانشگاه مي شود و حتي تا جايي پيش مي رود كه از سوي خشونت طلبان لقب مرتد گرفته، تهديد به مرگ مي شود. از اين پس جلسات دكتر سروش با حمله و ضرب و شتم از سوي گروههاي خاص همراه است. مطرح شدن دكتر سروش در مجامع علمي جهان باعث مي شود تا اين اقدامات و فشارها عليه وي از سوي آنان نيز محكوم شود و مدتي دكتر سروش را درگير با دستگاههاي امنيتي نمايد. سروش به مدت يك سال و نيم به خارج از كشور مي رود تا اينكه دوم خرداد 76 رقم خورد. سروش اميدوارانه به ايران بازگشت. سالهاي 77 و 78 به خوبي سپرده شده، كتابهاي سروش بيشترين رونق را مي يابند و سخنرانيهاي وي در محافل دوستانه با اقبال بي سابقه اي مواجه مي گردد. سروش موسسه اي بنيان مي نهد به نام پژوهش و معرفت. اما حملات اقتدار گرايان دوباره قوت مي يابد. مقاله «خاتمي كه آمد گفتم فاتحت است نه خاتمت» شكوه وي به رئيس جمهور است و نامه گله آميز دوم او بازگشت دوباره به خارج از وطن را به همراه دارد. تصاحب كرسي در دانشگاه ها روارد او را راضي نمي كند چرا كه «چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است». بالاخره تعطيلات تابستاني 81 فرصتي شد تا دكتر عبدالكريم سروش به ايران بازگردد و جامعه اخلاقي و تجديد تجربه اعتزال را مطرح كرده، اردوي تحكيم اكثريت را افتتاح نمايد و با بازگشايي دانشگاهها مجدداً ايران را ترك نمايد به اميد آن روز كه ايران براي همه ايرانيان شود.


با تشکر از آقای شاکری که این مطلب را در اختیار نسل پویا قرار دادند.

حروفچینی:آرمین امانی

www.nasle-pooya.com 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/29ساعت   توسط علی   | 

سید محمد خاتمی
بوسیله: naslepooya در: Saturday, February 18

حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمی فرزند مرحوم آيت الله سيد روح الله خاتمی در سال ۱۳۲۲ هجري شمسی ـ ۱۹۴۳ ميلادی - در شهر اردكان واقع در استان يزد متولد شدند. پدر ايشان از روحانيون نيكنام و بلند آوازه آن ديار ، عالمی فرزانه ، فقیهی روشن بين و عارفی مبارز و مردم گرا بود . آن مرحوم موسس مدرسه علميه اردكان بودند و امامت جمعه شهرستان يزد را بر عهده داشتند .آقای سيد محمد خاتمی دو برادر و چهار خواهر دارند . در سال ۱۳۵۳ با خانم زهره صادقی ازدواج كردند كه ثمره اين ازدواج دو دختر و يك پسر به نامهای ليلا (۱۳۵۴) ، نرگس (۱۳۶٠ ) و سید عمادالدین (۱۳۶۷) است .
تحصيلات ابتدایی ، متوسطه و دبيرستانی ايشان در اردكان طی شد و در همه اين سالها جزء شاگردان ممتاز كلاس بودند . در سال ۱۳۴٠ (۱۹۶۱ ميلادی ) پيش از اخذ ديپلم به شوق تحصيل در علوم و معارف دینی ، در حاليكه بخشی از مقدمات را در محضر پدر گرامی شان فرا گرفته بودند ، رهسپار شهر قم شدند و در همان سالها ديپلم متوسطه را نيز در رشته طبیعی دريافت داشتند.
آقای سيد محمد خاتمی ضمن حضور در مبارزات سیاسی حوزه در سالهای ۴۱ و ۴٢ به مدت چهار سال تحصيل در حوزه علميه قم "مقدمات " و " سطح " را فراگرفته و در سال ۱۳۴۴ هجری شمسی ( ۱۹۶۵ ميلادی ) برای تحصيل در رشته فلسفه به دانشكده ادبيات اصفهان راه يافتند و همزمان با آن ، سطوح عاليه علوم دینی را در حوزه علميه اصفهان ادامه دادند .
در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی ( ۱۹۶۹ ميلادی ) با درجه كارشناسی از دانشگاه اصفهان فارغ التحصيل شده و بدنبال آن و عليرغم داشتن شرايط اجتهاد برای معافيت از خدمت سربازی "بالاجبار به خدمت سربازی اعزام شدند".

در سال ۱۳۴۹ هجری شمسی ( ۱۹۷٠ ميلادی ) در دوره كارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه تهران پذيرفته شدند و به ادامه تحصيل پرداختند و در حاليكه كه امكان استفاده از بورس تحصیلی دوره دكترا در خارج از كشور از طرف دانشگاه تهران برايشان فراهم شده بود به شهرستان قم بازگشتند و طی چندين سال اقامت ، با كوشش و جديت مراحل دروس " خارج " " فقه و اصول " و دوره عالی فلسفه را در محضر آيات عظام و استادانی چون مرتضی حائری يزدی (قده) ، وحيد خراسانی ، سيد موسی شبيری زنجانی ، شهيد مرتضی مطهری (قده) و عبدالله‌ جوادی آملی گذراندند .
همزمان با اين ايام در دروس خصوصی شهيد مطهری پيرامون فلسفه هگل و ماركسيسم و معارف و كلام شركت می جستند .
آقاي خاتمی كه همواره دغدغه های شخصی خود را در زمينه معارف ، علوم دینی ، اجتماعی و فرهنگی پيگيرانه دنبال می كردند ، نسبت به تاليف آثاری اهتمام كردند كه حاصل آن دهها مقاله ، گفتار و كتاب می باشد.
سال ۱۳۴٠ : دروس حوزوی
سال ۱۳۴۴ : تحصيل در رشته كارشناسی فلسفه غرب در دانشگاه اصفهان
سال ۱۳۴۷ : عضو هيات مديره انجمن اسلامی دانشگاه اصفهان
سال ۱۳۴۸ : اخذ درجه كارشناسی از دانشگاه اصفهان
سال ۱۳۴۹ : تحصيل در دوره كارشناسی ارشد علوم تربیتی دانشگاه تهران
سال۱۳۵٠ : بازگشت به قم و ادامه دروس عالی حوزوی بمدت 7 سال تا بالاترين درجه تحصيلات حوزوی (اجتهاد - معادل دكتری )
سال ۱۳۵۸ : تصدی رياست مركز اسلامی هامبورگ
سال ۱۳۵۹ : يكسال پس از پيرو زی انقلاب اسلامی نماينده مردم اردكان و ميبد در مجلس شورای اسلامی
سال ۱۳۶٠ : سرپرست موسسه مطبوعاتی كيهان به فرمان امام خمینی (ره)
سال ۱۳۶۱ : وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی در كابينه جناب آقای مهندس مير حسين موسوی
سال ۱۳۶۸ : وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی در كابينه جناب آقای هاشمی رفسنجانی
سال ۱۳۷۱ : مشاور رييس جمهور و رييس كتابخانه ملی ايران
سال ۱۳۷۱ : آغاز تدريس در دوره‌های كارشناسی ، كارشناسی ارشد و دكتری در دروس انديشه سياسی ، فلسفه سياست و انديشه سياسی در اسلام
سال ۱۳۷۵ : عضويت در شورای عالی انقلاب فرهنگی به فرمان مقام معظم رهبری
سال ۱۳۷۶ : رياست جمهوری اسلامی ايران (دوره اول )
سال ۱۳۸٠ : رياست جمهوری اسلامی ايران (دوره دوم )

www.nasle-pooya.com

+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/29ساعت   توسط علی   | 



افسران «آيزنهاور» كه با مقامات دولتي و نظامي و رسانه‌ها رابطه داشتند، پس از رسيدن دستور حركت به جنگ با ايران، اعتراض و اعلام كردند: اين كار برخلاف سوگند آنان در وفادار ماندن به قانون اساسي است، چراكه بر پايه قانون اساسي، تنها كنگره مي‌تواند دستور جنگ را صادر كند، نه رئيس‌جمهور.


يك ژنرال آمريكايي با اشاره به حركت ناو «آيزنهاور» به سوي ايران، پيش‌بيني مي‌كند كه اگر قرار است حمله‌‌اي به ايران صورت گيرد، احتمالا بايد در فرصت يك ماهه آينده باشد تا دست‌كم تأثيري در جايگاه لرزان بوش داشته و در انتخابات نيمه آبان كنگره آمريكا از آن استفاده شود.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، وي مي‌گويد: در اين‌‌گونه جنگ‌ها آمريكا با انجام يك حركت ايذايي و نسبت دادن آن به طرف مقابل، زمينه بروز جنگ را هم ايجاد مي‌كند.

كاپيتان «اريك مي»، افسر اطلاعاتي سابق ارتش آمريكا، در مورد احتمال حمله غيرمنتظره بوش به ايران در ماه اكتبر مي‌گويد.

بنا بر نظرسنجي‌ها، اگر انتخابات آينده همين الان برگزار مي‌شد، جورج بوش و جمهوريخواهان شكست بدي را پذيرا مي‌شدند. سپس بوش در سال 2007 با كنگره‌اي روبه‌رو مي‌شود كه در جبهه مقابل وي قرار دارد. سپس به راحتي عملكردش زير سؤال رفته و در آن صورت، دو سوم آمريكايي‌هايي كه به او اعتماد ندارند، به شدت دوران رياست‌جمهوري وي را زير سؤال مي‌برند. كنگره جديد او را مردي مي‌داند كه با جنگ باندبازي به سر كار آمد و تنها هدف او، آغاز جنگ در خاورميانه بود. آنها خواهند گفت كه عملكرد او هيچ‌گاه در جهت منافع مردم آمريكا نبوده و نيست.

اين مطالب را در حالي مي‌نويسم كه شاخه دوم نيروي دريايي آمريكا همراه با ناو هواپيمابر «آيزنهاور» و تعداد زيادي كشتي‌هاي همراه به سمت خليج فارس روانه شده‌اند كه احتمالا تا 21 اكتبر به آنجا خواهند رسيد. آنها در خليج فارس با ديگر نيروها متحد شده و به راحتي مي‌توانند به ايران حمله كنند.

افسران «آيزنهاور» كه با مقامات دولتي و نظامي و رسانه‌ها رابطه داشتند، پس از رسيدن دستور حركت به جنگ با ايران، اعتراض و اعلام كردند: اين كار برخلاف سوگند آنان در وفادار ماندن به قانون اساسي است، چراكه بر پايه قانون اساسي، تنها كنگره مي‌تواند دستور جنگ را صادر كند، نه رئيس‌جمهور.

كنگره نيز در حالي كه از اين كار بسيار مي‌ترسد، تلاش دارد تظاهر كند كه نمي‌داند چه اتفاقي در حال رخ دادن است. آنان به طور شرم‌آوري شش ماه پيش از جنگ عراق، اين حمله را تصويب كردند.

حمله با پرچم دروغين در جنگ، حمله‌اي است كه در آن شما و هم‌رزمانتان به نيروهاي خودي حمله مي‌كنيد، در حالي كه تظاهر به حمله به دشمن را داريد. به عنوان يك سرباز كهنه‌كار به خوبي مي‌دانم كه چنين حمله‌اي به يكي از كشتي‌هاي آمريكا در خليج فارس، مي‌تواند نتيجه انتخابات را تغيير دهد و مطمئنا مسئوليت به گردن ايران انداخته مي‌شود.

آمريكا هميشه پس از حوادث دريايي وارد جنگ شده است؛ حوادثي كه بسيار مشكوك بوده و شايد حمله پرچم دروغين بوده‌اند. جنگ آمريكا ـ اسپانيا پس از اين‌كه يك كشتي نظامي آمريكا در بندر هاوانا منفجر شد، آغاز گرديد. دولت آمريكا بلافاصله اعلام كرد كه اسپانيا قصد خرابكاري و خصومت با آمريكا را داشته است كه سپس جنگ باعظمتي عليه آنان به راه انداخته شد. چند دهه بعد ما به اسپانيا گفتيم كه مي‌دانستيم آنها به ما حمله نكرده‌اند و انفجار تنها يك حادثه بوده است.

پيش از جنگ جهاني دوم، نيروي دريايي و كاخ سفيد با هم ماجراي «پرل هاربور» را راه انداختند و شايد اين بار، اول «پرل هاربور» خليج فارس و سپس جنگ جهاني سوم.

اگر هم ما نخواهيم حمله پرچم دروغين را انجام دهيم، هميشه مي‌توانيم روي اسرائيل حساب كنيم كه همواره ما را در حال جنگ با خاورميانه نگه مي‌دارد. در سال 1967 آنها چنين كاري را در درياي مديترانه كردند و عليه ناو آزادي، حملات يك روزه ناموفقي را شكل دادند و فرار كردند. سپس موضوع را به مصر ربط دادند كه مي‌خواستند ما هم با آنها وارد جنگ شويم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/26ساعت   توسط علی   | 


بعيد نيست شوراي همکاري خليج فارس نيز با اقدامي هماهنگ و ايجاد مرکزيتي واحد در يکي از کشورها، که احتمال آن براي عربستان بيش از ديگران است، گام واحد خويش براي دستيابي به تکنولوژي هسته‌اي را اعلام کند و انتظار مي‌رود خاورميانه در دو دهه آينده، يکي از مراکز اصلي توسعه تکنولوژي هسته‌اي در جهان باشد.


هنگامي‌ که ‌ايران رسما، پيوستن خود را به باشگاه کشورهاي اتمي ‌و صاحب تکنولوژي هسته‌اي اعلام نمود، شايد کشورهاي عربي همسايه ‌ايران و نيز خاورميانه، که مرزهاي آن تا مصر امتداد مي‌يابد، بيش از هر منطقه ديگر، با حساسيت بيشتري ادامه تحولات اعلام انضمام ايران را دنبال مي‌‌كردند. چه بسا، اين امر براي کشورهاي آسياي ميانه، به ميزان حساسيت‌هاي کشورهاي عربي با اهميت نبود، چراکه آنها يا خود داراي تکنولوژي و حتي سلاح‌هاي اتمي ‌بودند و يا آن‌که در عهد اتحاد جماهير شوروي سابق، خود، زير مجموعه پايتختي بودند که در همه موازنه‌هاي رعب و وحشت اتمي ‌با غرب برابري مي‌کرد.

در بين کشورهاي عربي، مصر و پادشاهي سعودي نيز با اين مقوله خيلي بيگانه نبودند. مصر تا سال 1986 از پيشگامان دستيابي به تکنولوژي هسته‌اي بود و سعودي نيز از همراهان اصلي مجهز شدن پاکستان به سلاح اتمي ‌به شمار مي‌رفت، اما بقيه کشورهاي عربي از اين قافله عقب ماندند، هرچند اکنون بسياري از اين کشورها، بيشتر از هر روز ديگر، خواستار به خدمت گرفتن تکنولوژي هسته‌اي به منظور توليد انرژي هستند. مصر و مغرب در شمال آفريقا رسما‌ گام‌هاي خود را براي در اختيار‌گيري اين توان اعلام داشته‌اند و بعيد نيست شوراي همکاري خليج فارس نيز با اقدامي هماهنگ و ايجاد مرکزيتي واحد در يکي از کشورها، که احتمال آن براي عربستان بيش از ديگران است، گام واحد خويش براي دستيابي به تکنولوژي هسته‌اي را اعلام کند. اين گام بدون شک نخستين و طبيعي‌ترين آثار اوليه دستيابي ايران به ‌اين تکنولوژي است و از همين رو، انتظار مي‌رود خاورميانه در دو دهه آينده، يکي از مراکز اصلي رشد و توسعه تکنولوژي هسته‌اي در جهان باشد...

ايران تابوي بزرگ «نزديکي به ديوار هسته‌اي جهان» را شکسته و اين در حالي است که قدرت‌هاي بزرگ دنيا، در تلاشند تا اين تابو را براي ديگران همچنان زنده و استوار نگه دارند، اما ايران مي‌تواند با تعاملي متقابل و ارايه دستاوردهاي بزرگ هسته‌ايش هم اين ترس بزرگ را بريزد و هم بستر نويني براي گسترش روابط با کشورهاي عربي در خارج از نگاه‌ها و سياست‌هاي آمريکا در منطقه پايه‌گذاري کند.
ايران از يک سو داراي روابطي استراتژيک و کتمان ناشدني با دمشق است و از سوي ديگر، در افکار و عقايد خويش، روابطي قوي با مقاومت اسلامي‌ لبنان و فلسطين دارد. همچنين تهران از نقشي انکارناپذير در تحولات عراق و استقرار امنيت و آرامش در اين کشور برخوردار است و در يک دهه اخير و از عهد ‌هاشمي ‌رفسنجاني و خاتمي ‌تاکنون با در پيش گرفتن سياست رفع تشنج در سياست خارجي، از روابط مستحکمي ‌با پادشاهي سعودي و کشورهاي عربي همسايه در منطقه برخوردار است...

در ماه‌هاي اخير، مواردي از اين پروژه ارتباط‌گيري و رايزني توجيه انجام شده و دستاوردهاي خوبي هم به همراه داشته است. همچنين در اين مدت، دست‌كم تا حد زيادي از حجم بيانيه‌ها و مواضع تند برخي اعراب عليه‌ ايران كاسته شده و حتي برخي از كشورهاي عربي، به هم‌پيمان استراتژيك ايران در سازمان ملل، آراي منحصر به فردي به سود ايران دادند.
البته در اين رهگذر، توجه به واقعيت‌ها در رويكرد اين كشورها و روابط متقابل خود آنان نيز موضوع مهمي‌ است كه بايد در نظر گرفته شود..

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/26ساعت   توسط علی   | 

تاكنون مجموع موارد كشف‌شده وام‌هاي دريافتي آقاي «ر» از سيستم بانكي كشور به سيزده هزار و دويست ميليارد ريال، معادل 5/1 ميليارد دلار رسيده است كه اين مبلغ حيرت‌انگيز از سرمايه بسياري از بانك‌هاي دولتي و خصوصي و بودجه سالانه بيشتر وزارتخانه‌هاي كشور بيشتر است.


با روشن شدن ابعاد تازه‌اي از سوءاستفاده آقاي «ر» از سيستم بانكي كشور، مشخص شد كه حجم وام‌هاي دريافتي توسط وي از كل سرمايه بسياري از بانك‌هاي دولتي نيز بيشتر است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، تاكنون مجموع موارد كشف‌شده وام‌هاي دريافتي آقاي «ر» از سيستم بانكي كشور به سيزده هزار و دويست ميليارد ريال، معادل 5/1 ميليارد دلار رسيده است كه اين مبلغ حيرت‌انگيز از سرمايه بسياري از بانك‌هاي دولتي و خصوصي و بودجه سالانه بيشتر وزارتخانه‌هاي كشور بيشتر است. دريافت اين مقدار هنگفت وام توسط يك فرد، نشان‌دهنده ضعف بزرگ و ناهماهنگي در سيستم بانكي كشور است.

گفته مي‌شود با وجود گذشت دو ماه از افشاي رفتار آقاي «ر» تاكنون، مراقبت كاملي از سوي سيستم نظارتي و امنيتي كشور براي جلوگيري از خروج منسوبان و سرمايه‌هاي آقاي «ر» از انجام نشده است.

اين در حالي است كه وام‌‌هاي دريافتي از سوي بسياري از شركاي آقاي «ر» را بايد به اين مبلغ افزود كه از آن جمله مبلغ 350 ميليارد تومان وام دريافتي از سوي آقاي «ع»، شريك آقاي «ر» از بانك پارسيان است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/26ساعت   توسط علی   | 


اكثر قريب به اتفاق اطلاع ارائه شده به نمايندگان مجلس در جلسه غيرعلني، مربوط به تبصره 13 كذب بوده و تا زمان جلسه، يك ريال و يك سنت نيز از بودجه ريالي و ارزي مربوط به سيستم حمل‌ونقل عمومي تهران، به ويژه مترو پرداخت نشده است.


برخي از مقامات بانفوذ براي تحت‌الشعاع قرار دادن رقيب، اقدام به بحران‌سازي در سيستم حمل‌ونقل تهران مي‌كنند.

يك منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرنگار «بازتاب»، ضمن بيان اين مطلب افزود: با توجه به فاصله دو ماهه تا برگزاري انتخابات شوراها، برخي از مقامات و محافل بانفوذ، با كارشكني در پرداخت بودجه‌هاي مربوط به سيستم‌ حمل‌ونقل عمومي تهران، قصد دارند با اختلال در اين سيستم، به تخريب رقيب خود در افكار عمومي بپردازند.

اين منبع افزود: با گذشت هفت ماه از آغاز سال تاكنون، يك ريال از بودجه مصوب و قانوني سيستم حمل‌ونقل عمومي تهران پرداخت نشده و اين امر، موجب ركود و اختلال در فعاليت‌هاي سيستم حمل‌ونقل عمومي شده است.
وي همچنين اظهار داشت: به رغم تذكر جدي مقامات عالي‌رتبه نظام به دولت براي تسريع در عمل به بودجه مصوب مجلس شوراي اسلامي تاكنون اين كار انجام نشده است.

اين منبع خاطرنشان كرد: اكثر قريب به اتفاق اطلاع ارائه شده به نمايندگان مجلس در جلسه غيرعلني، مربوط به تبصره 13 كذب بوده و تا زمان جلسه، يك ريال و يك سنت نيز از بودجه ريالي و ارزي مربوط به سيستم حمل‌ونقل عمومي تهران، به ويژه مترو پرداخت نشده است.
اين منبع آگاه در پايان نسبت به پيامدهاي اين‌گونه كارشكني‌ها براي اهداف انتخاباتي هشدار داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/26ساعت   توسط علی   | 


اعتراض به سوءاستفاده از ستادهاي انتخاباتي رئيس‌جمهور


حدود نيمي از ستادهاي انتخاباتي رئيس‌جمهور، در اعتراض به عملكرد برخي اعضاي دولت، از حضور در فعاليت‌هاي انتخاباتي شوراهاي شهر خودداري كردند.


حدود نيمي از ستادهاي انتخاباتي رئيس‌جمهور، در اعتراض به عملكرد برخي اعضاي دولت، از حضور در فعاليت‌هاي انتخاباتي شوراهاي شهر خودداري كردند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در حالي كه رهبر انقلاب ماه گذشته به صورت خصوصي و هفته گذشته به صورت علني، بر خودداري از دخالت برخي چهره‌هاي دولتي در انتخابات شوراها تذكر داده و حتي بر پرهيز از استفاده از وجهه رئيس‌جمهور نيز تأكيد كرده‌اند، برخي از چهره‌هاي عضو دولت، در صدد استفاده از ستادهاي انتخاباتي رئيس جمهور در انتخابات شوراها هستند.

گفته مي‌شود، در جلسه اخير اين ستادها، حدود نيمي از ستادهاي استاني رئيس‌جمهور، در اعتراض به عملكرد چهره‌هاي ياد شده عدم همكاري خود را در انتخابات شوراها اعلام كرده‌اند.

اعضاي مذكور قصد دارند براي عدم ايجاد حساسيت، از عناويني چون دفتر حمايت از اهداف رئيس‌جمهور و هيأت پيروان ولايت براي حضور در انتخابات استفاده كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/26ساعت   توسط علی   |