صهيونيستهاي فرانسوي براي انحراف افكار عمومياز جنايات رژيم اسرائيل به نيروهاي سوخته سياسي اين كشور متوسل شدهاند.
صهيونيستها كه همچنان دست به گريبان پيامدهاي شكست خود در رويارويي با نيروهاي مقاومت اسلاميحزبالله هستند و ميدانند كشتار كودكان و زنان بيپناه به تلافي شكست نظاميدر لبنان، ضربه مهلكي به وجهه دولت اسرائيل در افكار عموميجهاني وارد آورده است، در يك حركت مضحك و با توسل به يكي از نيروهاي سوخته سياسي فرانسه، در پي انحراف افكار عمومياز جنايات رژيم صهيونيستي در فلسطين و لبنان هستند، ولي اين حركت آنان به رغم وجود لابي صهيونيستي در روزنامه «فيگارو» به قدري خندهدار بود كه اين روزنامه براي حفظ اعتماد در نزد مخاطبان، اين مطلب را به عنوان آگهي چاپ كرد.
گفتني است، در روزنامههاي فرانسوي، چند صفحه وجود دارد كه نخبگان و سياسيون، مقالات و نامههاي خود را به عنوان تحليل مسائل روز درج ميكنند و روزنامه فيگارو هم از اين امر، مستثني نيست. اين روزنامه، يك يا دو صفحه را به عنوان نامهها، آرا، نظريات و نامههاي دريافتي با توجه به سياست راستگرايانه خود درج ميكند.
«كريف»، يكي از انجمنهاي يهودي فرانسه است كه با خريد بخشي از يك صفحه اين روزنامه، نامه سرگشاده «فرانسوا ليوتارد» در توهين به رئيسجمهور كشورمان را در فيگارو به چاپ رساند. در پي درج اين نامه، سايتها و روزنامههاي وابسته به صهيونيستها، بدون اشاره به نوع انتشار اين نامه، از قول روزنامه فيگارو آن را درج كردند. تا جايي كه در روزهاي نخست، برخي از سايتهاي خبري هم فريب اين ترفند را خورده، آن را منتشر كردند، ولي در روزهاي بعد، به خاطر واكنش كاربرانشان، اين متن را از روي سايت خود برداشتند.
«فرانسوا لئوتارد» پس از «ژيسكاردستن»، رئيسجمهور راستگراي پيشين فرانسه در دوران اقامت بنيانگذار جمهوري اسلامي در پاريس، دبيركل حزب جمهوريخواهان شد. در سالهايي كه وي دبيركل اين حزب بود، دو بار به خاطر ائتلاف پنهاني با رقباي سياسي، به خيانت متهم و سپس به خاطر سوءاستفادههاي مالي اين حزب به دادگاه احضار شد و به اين ترتيب، در دو دوره انتخابات، ليست معرفي شده وي با شكست روبهرو شد.
او كه از سال 2001 به خاطر استقبال نشدن از سوي همفكران و رأيدهندگان، از صحنه سياسي رانده شده بود، به رماننويسي روي آورد و تا به حال چند رمان نوشته است. به رغم اين كه وي دو بار وزير و دو بار دبيركل يكي از احزاب مهم سياسي فرانسه و بارها شهردار، نماينده مجلس و... بود، به خاطر زدوبندهاي پنهاني سياسي براي دست يافتن به كرسي وزارت و خيانت به همفكرانش، محلي براي خود باقي نگذاشت و شايد هم به همين دليل، اظهارات وي در فرانسه، تنها مورد بهرهبرداري انجمنها و رسانههاي كاملا وابسته به صهيونيستها واقع شد و واكنشي از سوي سياسيون عليه و يا له اين اظهارات ديده نشد.
فيگارو، 5 سپتامبر 2006: نامه سرگشاده «فرانسوا لئوتارد» به رئيسجمهور احمدينژاد.
اين روزنامه، همه صفحه هفت خود را به بيانيه کريف (شوراي نمايندگي نهادهاي يهودي فرانسه) به اين عنوان اختصاص داده است، بدون آنکه همانگونه که در موارد ديگر به کار ميبرد، تعيين نمايد اين بيانيه شامل يک «آگهي» ميشود. در اين نامه آمده است:

آقاي رئيسجمهور
صادقانه بگويم که به هنگام آغاز نامه، نميخواستم شما را اينچنين خطاب كنم.
در واقع اين عنوان نياز به يک حداقل احترام دارد.
به همين خاطر آن را مينويسم؛ به خاطر اين که شما هستيد که به نام ايرانيها سخن ميگوييد. در عکسها، شما را جلوي جمعيتها، چهرهها و دستهاي بلند کرده ميبينم.
بدون شک، ميتوان نوعي اشتياق و در هر حال، نوعي پيوند را حدس زد.
ما در اروپا چنين جمعيتهايي را ديدهايم که برايمان لحظات بدي بودند. دورهاي فاجعهبار که همچنان شرم و اضطرابهاي ناشي از آن را بر دوش داريم.
يکي از ملتهاي با فرهنگ جهان، ملتي که بالاترين درجه فلسفي، موسيقي، شعر، علم را دارد؛ ملتي که همسايگانش را به خاطر درخششهاي خود متعجب ساخته بود، در نفرت، جنون نژادي و شرم فرو رفته است.
دهها ميليون نفر با پوست و فرهنگ و شأن و مقامشان، اين نوع از بربريت عجيبي را که به دنبال يک نظم جديد بود، متحمل شدهاند: نخست سخنان نفرتانگيز اين حکومت، آلمانيها، سپس به تدريج ديگران و ديگران ... را تحمل کردند؛ اين جنون را «جنگ جهاني» ميناميم.
اما به ويژه جنگي بود عليه آنچه در درون انساني ما بود، کتابها سوزانيده شدند، کودکان به قتل رسيده يا به جايي ديگر برده شدند و فکرها و شعورها از هم پاشيده گرديدند.
کليه آنچه افتخاري براي بشر بود، زير پا گذاشته شد و ... سپس....
سپس به شما باز ميگردم: بخشي از گونه انساني، ملت يهود، سرنوشتي جهنمي پيدا کرد. آه، بخش کوچکي از آن را به شما واميگذارم.
[آنها] زيادترين، ثروتمندترين و حتي با نفوذترينها نبودند؛ مردان و زناني بودند که از مدتهاي طولاني، ايمان و مسائل خود را درباره جهان در مورد خداوند، ضرورت زندگي يا رنج و روي خوشبختي دوست داشتن، به همراه داشتند. به طور کل، با کتاب مشغول بودند، بسيار فکر ميکردند و نميفهميدند چرا آنان را دوست ندارند، چرا آنها را «انسان پست» Untermensch مينامند، چرا آنها را حشره ميخوانند... از تمامي اروپا رانده شده، اعدام گرديده، تيرباران يا سوزانيده شدند... .
شما به خوبي همه اينها را ميدانيد، ولي دستكم سه دليل عمده را براي شما بازگو ميکنم:
اول؛ اين که ما (ما تنها لفظي است که براي سخن گفتن به کار ميبرم)، نخواهيم پذيرفت که [اين ماجرا] دوباره آغاز شود. من يهودي نيستم، ولي يهوديان همانند پارسيها برادران انساني من هستند.
دوم؛ اين که آنان همانند شما و من، حق داشتن يک ميهن را دارند؛ چه در فرانسه، چه در اسرائيل هيچ فرقي نميکند.
سومين دليل، خوشايند شما قرار نميگيرد.! و آن اين که آنها نوعي از ادراک از انسان و سرنوشت آن را به ارمغان آوردهاند که چندين قرن تمدن را غني ساخته است و مايه افتخار يهوديان و همچنين حکومت اسرائيل است (احتمالاً اين بخش است که شما ميخواهيد «از روي زمين حذف کنيد»).
آقاي رئيسجمهور، شما حق ناسيوناليست بودن را داريد. شما حق افتخار به تاريخ ملت پارس را داريد. شما حق مؤمن بودن و عبادت خداوند «رحمان و رحيم» را همانگونه که در آغاز هر سوره از قرآن گفته ميشود، داريد.
............( لحن نامه در اين جا بسيار بي ادبانه بود)
امروزه مرداني که جلسه Wannsee را سازماندهي کردهاند و در آن يهودي ستيزي يهوديان اروپا به تصويب رسيد، همگي مردهاند. طبيعتا همانند هر يک از ما، اين سرنوشت را دنبال ميکنيد.
............( لحن نامه در اين جا بسيار بي ادبانه بود)
پاسخ سفارت ايران به نامه سرگشاده فرانسوا لئوتارد:
وزير پيشين در دولت فرانسه «انتخاب برخي واژهها و لحن توهين آميز شما در نامه سرگشاده جنابعالي خطاب به رئيسجمهوري اسلامي ايران كه به نظر ميرسد ناشي از عصبانيت شما باشد، بسيار تعجب انگيز بود، زيرا در فرهنگ ايراني كساني كه توهين نسبت به ديگران را انتخاب ميكنند، فاقد منطق و استدلال هستند كه فكر ميكنيم در فرهنگ فرانسه نيز اين امر صادق باشد».
آقاي «لئوتارد» ما نيز از فاشيسم جنون آميز اروپا در جنگ جهاني دوم كه به رغم مقاومت شجاعانه و تحسين آميز ملتهاي اروپايي، منجر به كشته شدن جمع كثيري از افراد بيگناه از ملتها و مذاهب مختلف و خسارات سنگين شد، متنفريم، اما با كمال تأسف، امروز نيز فاشيسم در شكل جديد آن خودنمايي ميكند».
امروز، كشتار مردم در كجا انجام ميشود؟! قتل زنان و كودكان كجا مشاهده ميشود؟! بولدوزرها كجا خانههاي مردم را بر سرشان خراب ميكنند؟! نمايندگان مجلس در كجا دستگير و ربوده ميشوند؟! اشغال، تجاوز و اخراج مردم از موطن و سرزمينشان كجا انجام ميشود؟!
امروز مردم فلسطين نميدانند چرا بايد از سرزمين خود اخراج شوند، چرا بايد آنها به خاطر مقاومت در برابر اشغال و سركوب توسط رژيم صهيونيستي تروريست خوانده شوند؟! چرا بايد زنداني و شكنجه شوند؟! و مهمتر اين كه امروز مردم فلسطين نميدانند چرا بخشي از دنيا در برابر اين همه جنايت از سوي رژيم صهيونيستي ساكت است؟!
آقاي لئوتارد شما در نامه خود نوشته بوديد كه اروپا به خاطر رفتار دورهاي فاجعهبار همچنان شرم و اضطراب را بر دوش خود دارد، امروز مهمترين پرسش مردم فلسطين، اين است كه چرا آنان بايد تاوان رفتار فاجعهبار آن زمان در اروپا را بپردازند؟
تاريخ فاشيسم در اروپا به خوبي گواهي ميدهد كه فاشيستها به موازات اقدامات خشن و سركوبگرانه خود، سعي ميكردند با تحريف و عمليات رواني، افكار عمومي را فريب دهند. متأسفانه امروز نيز رفتار خشن و سياستهاي فاشيستي در سرزمينهاي اشغالي با استفاده از ابزارهاي رسانهاي به نحو ديگري در افكار عمومي جهان به نمايش درميآيد.
آقاي لئوتارد، شما ميتوانيد با سكوت خود سركوب انسانها و ناديده گرفتن حقوق مشروع آنها را تأييد و حمايت كنيد. شما ميتوانيد كشتار كودكان را در فلسطين و لبنان ناديده بگيريد و حتي جنايات رژيم صهيونيستي، كه بخشي از طرح ظهور دوباره فاشيسم است، به نحوي توجيه كنيد.
اما دو نكته را فراموش نكنيد:
1ـ شما نميتوانيد جنايات صهيونيستها را به نام دفاع از جامعه يهود كه كاملا مورد احترام هستند، توجيه كنيد. يهوديان واقعي نيز خود از جنايات صهيونيستها متنفرند و به خوبي ميدانند كه در طول تاريخ، بهترين همزيستي را با مسلمانان داشتهاند و بيشترين آزار را از كساني ديدهاند كه امروز مدعي حمايت از آنها هستند كه شما نيز به آن اعتراف كردهايد.
ايرانيان همواره يهوديان را با آغوش باز پذيرا بودهاند. جمهوري اسلامي ايران با رد هرگونه يهوديستيزي كه پديدهاي اروپايي است و با احترام كامل به يهوديان به ويژه اتباع يهودي خود و تأمين حقوق شهروندي يكسان براي آنها حتي حق انتخاب نماينده در مجلس را نيز براي آنان قايل شده است.
درخواست بسياري از كساني كه پس از انقلاب، ايران را ترك كرده و به سرزمينهاي اشغالي رفتند، براي بازگشت دوباره به ايران، گواه آن است كه برخلاف تصور شما، جمهوري اسلامي ايران با رعايت دمكراسي و حقوق شهروندي براي يهوديان، شرايط مناسبي را براي همزيستي صميمانه آنها با ملت مسلمان ايران فراهم كرده است.
2 ـ شما نميتوانيد مانع دمكراسي شويد و با اتهام زدن، مانع كساني شويد كه خواستار پايان يافتن فجايع و جنايات كنوني در سرزمين اشغالي از طريق دمكراتيك هستند.
جمهوري اسلامي ايران معتقد است كه با طرحي كاملا دمكراتيك و منطبق با دمكراسي و حقوق بشر و همهپرسي از همه فلسطينيان اعم از يهودي، مسيحي و مسلمان و احترام به نتيجه آن از سوي جامعه جهاني، ميتوان به فجايع و جنايت فاشيستي و نژادپرستانه در خاورميانه پايان داد.
البته بديهي است، هيچكس انتظار ندارد كه طرفداران فاشيسم از راهحلهاي دمكراتيك استقبال كنند، اما تاريخ قضاوت خود را خواهد كرد و فرجام هيتلر، نشان داد كه فاشيستها حتي قبري براي لعن و نفرين نخواهند داشت.