تبليغاتX
گفتگو و تفاهم
(نماینده جوان دفتر بین المللی گفتگوی تمدن ها در خراسان رضوی)
ناگفته‌هاي سفر خاتمي به آمريكا




مقدمه
مبناي سفر جناب آقاي خاتمي به آمريكا دعوت سازمان ملل براي شركت در اجلاس چهارم گروه عاليرتبه ائتلاف تمدن‌ها بود. نظر به اينكه دعوت‌هاي متعددي از سوي مجامع اسلامي (اعم از شيعه و سني) و شوراي اديان ابراهيمي و كليساها و نيز مراكز علمي و تحقيقاتي نظير دانشگاه‌هاي جورج تاون، ويرجنيا و‌هاروارد از ايشان به عمل آمده بود چنين انديشيده شد كه به جاي دو سفر مجزا يك سفر طراحي گردد و تا حد مقدور به برخي دعوت‌ها پاسخ داده شود. در اين ميان ايشان به دليل كمي فرصت صرفاً به تعدادي از ايالت‌هاي شرقي و نيز شيكاگو سفر كردند و از اينكه نتوانستند از ايالت‌هاي غربي نظير كاليفرنيا بازديد كنند و با ايرانيان مقيم آن خطه هم ديدار كنند بسيار متأسف بودند.

ورود ايشان به نيويورك با ضرب الاجل شوراي امنيت سازمان ملل در خصوص پرونده هسته‌اي و تهديد‌هاي مكرر براي تحريم و فشار عليه ايران همزمان بود، به علاوه با تبليغات سنگين صهيونيست‌ها عليه ايران وحزب اله پس از جنگ لبنان همراه گشت، از همه بالاتر پايان اين سفر مصادف بود با روز يازدهم سپتامبر كه به طور كلي جامعه آمريكا را در قبال تروريسم و خشونت و خاور ميانه به شدت برافروخته بود. تعدادي چنين مصلحت مي ديدند كه سفر سيّد محمّد خاتمي به آمريكا در قلب اين مثلث بحران به مصلحت شخصي ايشان نيست ولي ايشان اصرار داشتند كه شتاب درشتناك خشونت و تشنج را مهار كردن ضرورت مسلم امروز مردم ايران و نياز اساسي مسلمانان و خواست قلبي صلح جويان جهان است.

هنر و رسالت ما شعله ورتر كردن آتش دشمني و خشونت نيست بلكه دور كردن شعله‌ها و نزديك كردن قلبها و تصحيح برداشت‌ها و ايجاد تفاهم بين فرهنگ و ملت‌هاست.

اميدوارم مجموعه سخنراني‌ها و پرسش و پاسخ‌ها و مصاحبه‌ها كه همگي براي تحقق اين اهداف انجام شد در يك كتاب به زودي منتشر شود تا به روشني آشكار گردد تا چگونه از موضع حكمت و خرد از عزت و جايگاه ايران اسلامي دفاع شده است و نقش سازنده ايران در منطقه و جهان اسلام تشريح و تبيين گرديده است. درست به همين دليل بود كه محافل صهيونيستي و جنگ طلب سايه به سايه حركت جناب آقاي خاتمي او را تعقيب مي كردند تا سخنان او در هياهوي تبليغات آنها گم شود كه به لطف خدا چنين نشد و صداي مظلوميت و عزت مردم ايران در سراسر جهان طنين انداخت.
در اينــجا به بعضي از مــوضوعات كه بيش از همه چالش برانگيز بود بطور اجمال اشاره مي شود:

تكنولوژي هسته‌اي
سرشت صلح آميز برنامه هسته‌اي ايران تشريح شد و به پايبندي ايران به معاهدات خلع سلاحي تأكيد گرديد و از تبعيض آميز بودن برخورد آمريكا با ايران و روابط استراتژيك آمريكا با اسرائيل كه هم سلاح اتمي توليد مي كند و هم عضو «NPT» نيست شديداً انتقاد شد.
بر اجماع نظر داخلي نسبت به اصل تكنولوژي هسته‌اي به عنوان پايه‌اي براي توسعه كشور و لزوم تــوانايي توليد سوخت براي معطل نماندن ميلياردها دلار سرمايه گزاري براي نيروگاه‌هاي اتمي تأكيد گرديد.
در خصوص وضعيت فعلي، مذاكره بدون قيد و شرط براي حل و فصل همه مسائل ضروري دانسته شد و تهديد مانع جدي تفاهم و اعتماد متقابل قلمداد شد.

به طور خلاصه اجماع داخلي براي صلح آميز بودن، شفاف بودن، مذاكره براي تفاهم و ايجاد اعتماد و برخورداري از تكنولوژي هسته‌اي مورد تأكيد قرار گرفت.

هولوكاست و اسرائيل
به دليل نفوذ و فشــار صهيــونيست‌ها مسئله اسرائيل و هولوكاست در تمام جلســات مطرح مي شد و صراحتاً نظر ايشان در اين خصوص مورد پرسش قرار مي گرفت. در مورد هولوكاست ايشان اصل اينكه عليه يهوديان جنايتي در اروپا انجام شده است را مورد تأئيد قرار مي داد اما فارغ از شدت و ميزان آن تأكيد مي كرد هركس بي گناهي را بكشد به نام دين يا نژاد جنايت كرده است و جنايتكاران بايد پاسخگو باشند. اگر جنايتي عليه يهوديان در اروپا شده است چرا مردم فلسطين و مسلمانان بايد تاوان آن را بپردازند. جنايت فاشيستهاي اروپايي و مكافات مظلومان فلسطيني بزرگترين تراژدي جهان معاصر است.

در پاسخ پرسشهايي در مورد به دريا ريختن يهوديان و نابودي اسرائيل گفتند يهوديان به عنوان پيروان يكي از اديان ابراهيمي همواره مورد احترام مسلمانان بوده اند. من خواستار نابودي هيچ يهودي نيستم، اسرائيل با اشغال سرزمين‌هاي عربي و فلسطين و با كمك آمريكا هر روز بر شدت سركوب و كشتار مي افزايد و در عين حال خود را در پس نقاب ترس از نابودي مخفي كرده است . واقعيت اينستكه موجوديت تاريخي ملّتي به نام فلسطين پنجاه سال است كه توسط اسرائيل نفي مي شود. اما اسرائيل با وهم پراكني و وحشت آفريني منابع مردم آمريكا را مي دوشد. نظر من در مورد اسرائيل و فلسطين با خواست مردم فلسطين و صاحبان سرزمين فلسطين سازگاري دارد. مسأله فلسطين جز بر اساس عدالت حل نخواهد شد. اشغال و زور نمي تواند مبناي مشروعيت باشد وگرنه اشغال فرانسه توسط نازيها مشروع تلقي مي شد و مقاومت فرانسوي‌ها نامشروع! حق تعيين سرنوشت با ملّت فلسطين است. به هرچه رضايت دهند بايد مورد احترام ديگران باشد.

تروريسم
تفكيك تحليلي و قانع كننده بين دفاع مشروع و تروريسم و تفكيك حزب اله و حماس از القاعده و معرفي حزب اله به عنوان نيروي مقاومت لبناني عربي كه در عرصه فعاليت‌هاي مدني نظير مجلس و دولت نقش مؤثر دارد و هدف آن مقابله با اشغال سرزمين لبنان و رفع تهديدات اسرائيل عليه مردم مظلوم لبنان است. حماس يك نيروي مقاومت است كه در درون فلسطين در يك فرايند دموكراتيك و تحت شديدترين حملات و فشارهاي اسرائيل براي احقاق حقوق مردم فلسطين فعاليت مي كند. القاعده گروه تروريستي واپسگر و انسان ستيزي است كه با شعله ور ساختن آتش جنگ‌هاي فرقه‌اي دست به كشتار و جنايت در عراق و افغانستان مي زند و شيعيان مظلوم را آماج حملات خونبار خود قرار مي دهد. هركس بي گناهي را بكشد جنايتكار است و آنكه انسانهاي بيگناه را به نام اسلام هدف قرار مي دهد جنايت مضاعف مرتكب مي شود. يكي عليه دين و ديگري عليه مردم.

جناب آقاي خاتمي در شهر شيكاگو در كنگره عظيم سي هزار نفري مسلمانان آمريكا و كانادا (ايسنا) و نيز در دانشگاه‌هارواد در پنجمين سالگرد حادثه 11 سپتامبر به صراحت اعلام داشتند كه من به عنوان رئيس جمهور ايران جزء اولين رهبراني بودم كه اين فاجعه بزرگ را محكوم كردم چراكه مي دانستم قرباني اين خشونت مسلمانان جهان خواهند بود و اين كشتار جنگ طلبان را عليه مسلمانان بسيج خواهد كرد. جنايت به نام اسلام در اصل جنايت عليه اسلام است! ايشان در پاسخ پرسشي مبني بر اينكه افرادي مجهز به كمربندهاي انفجاري به وعده بهشت مردم بيگناه را مي كشند گفتند آنها كه براي مردم جهنم مي آفرينند خود به بهشت نمي روند.

عراق
در تاريخ معاصر، ايران دشمني خطرناك تر از صدام نداشت ولي ايران از ابتدا مخالف اشغال عراق بود و حتي پيشنهاد داده بود كه كشور‌هاي همسايه عراق به علاوه اعضاي دائم شوراي امنيت در مورد وضعيت عراق چاره انديشي كنند اما آمريكا با اقدامات يك جانبه به عراق حمله كرد. پس از حمله آمريكا ايران همواره بر لزوم پايان اشغال و برگزاري انتخابات آزاد در عراق و حمايت از دولت منتخب مردم تأكيد ورزيده است. البته جامعه جهاني نمي تواند دولت تازه تأسيس عراق را در ميان امواج سهمگين خشونت و ترور تنها بگذارد و بايد تا استقرار امنيت و ثبات عراق از كمك و حمايت جهاني برخوردار باشد. در اين ميان نقش كشور‌هاي همسايه و نيزسازمان ملل براي تقويت ثبات و صلح در عراق و تثبيت دولت دموكراتيك و حفظ تماميت ارضي و محافظت از حقوق همه گروه‌ها و قوميت‌ها بسيار اساسي است.

نقش شيعيان و مرجعيت شيعي در عراق به ويژه آيت اله سيستاني در ممانعت از كشتار و خونريزي و شعله ورتر شدن آتش جنگ‌هاي فرقه‌اي بسيار مؤثر است. اگر شيعيان حملات تروريست‌ها را تلافي مي كردند اكنون در عراق جويهاي خون جاري بود. در عراق گروه‌هاي نزديك به ايران هدف حملات تروريستي هستند و زائران و زيارتگاه‌ها آماج بمب و آتش تروريست‌ها قرار دارند .شيعيان قرباني چرخه جهنمي يك جانبه گرائي اشغالگران و افراطي گري تروريست‌ها مي باشند.

با تثبيت دولت دموكراتيك عراق و با افزايش نقش سازمان ملل بايد به اين بحران خاتمه داد تا مردم عراق از صلح و ثبات و امنيت و توسعه برخوردار شوند. ثبات و امنيت و پيشرفت عراق به عنوان يك كشور همسايه عربي و اسلامي همواره مورد علاقه و توجه جدي جمهوري اسلامي ايران است. در همين راستا، ايران حتي اعلام آمادگي كرد تا در مورد وضعيت عراق با آمريكا مذاكره كند كه مورد خواست مردم عراق بود و مورد استقبال آمريكا نيز قرار گرفت، اما در عمل آمريكا با مانع تراشي و وقت كشي خود را از اين فرصت محروم كرد.

مسلمانان
مسلمانان آمريكا پس از حوادث 11 سپتامبر هدف تحقير و توهين و خشونت قرار گرفتند. تصويري كه از اسلام توسط رسانه‌هاي صهيونيستي ترسيم مي شد تمام مسلمانان را بنيادگرا و تمام بنيادگراها را تروريست جلوه مي داد. مشاركت جناب آقاي خاتمي در كنگره سالانه مسلمانان آمريكاي شمالي (ايسنا) كه در شهر شيكاگو برگزار ميشد نقش مهمي در افشاء اين اتهامات داشت. وي در سخنراني بسيار مؤثر خود «اسلام هراسي» را نه تنها تهديدي عليه مسلمانان كه مانعي براي صلح و عدالت جهاني قلمداد كرد. وي مسلمانان را به حفظ هويت سيال و فعال خود در مواجهه با امواج حركت‌هاي سكولار و دين گريز در جامعه آمريكا فراخواند و آنها را از خشونت ورزي و واپس گرايي كه با گوهر اسلام بيگانه است پرهيز داد و به عقلگرايي، مردم سالاري و پيشرفت دعوت كرد. وحدت ميان همه فرقه‌هاي اسلامي و مدارا با پيروان اديان ديگر را از ضروريات زمان حاضر دانست . از مسلمانان آمريكا خواست در عين بهره گرفتن از مزاياي معرفت و ايمان اسلامي در زمان و جامعه نو زندگي كنند و با تمدن غرب كه يكي از بزرگترين كانون‌هاي آن آمريكاست تعامل فعال و مثبت داشته باشند. مسلمانان آمريكا بايد با تكيه بر تمدن اسلامي و روح رحماني اسلام جريان فراگير اسلام ستيزي را منزوي كنند و با برخورداري از حكمت و ايمان و با نفي خشونت و نفرت، با جهان جديد و تمدن غرب گفتگو و مفاهمه نمايند. گفت و گو نياز اساسي زمانه ماست.

شايان ذكر است كه سخنان جناب آقاي خاتمي بارها توسط مسلمانان مورد تشويق و تأئيد قرار گرفت در حالي كه حسي از شعف و سربلندي آنها را فرا گرفته بود. يكي از رؤساي «ايسنا»، در معرفي آقاي خاتمي گفت ما امروز نداي گفت وگو و وحدت سر مي دهيم و هرگونه خشونت ورزي و تفرقه افكني را محكوم مي كنيم و به جناب آقاي خاتمي به عنوان نماد گفت و گو و وحدت خوش آمد مي گوييم. من در اين جلسه در ميان شما مسلمانان از فرق مختلف اعلام مي كنم كه با حضورجناب آقاي خاتمي در مجلس ما اكنون ما ديگر فقط « ايسنا » نيستيم، بلكه «اثني عشري» هستيم. مبناي حركت ما با كليه فرق اسلامي بر اساس وحدت خواهد بود. وي همچنين اعلام كرد اگر ما از صدور ويزا براي آقــاي خاتمي مطمئن بوديم در حضور ايشان يك راهپيمايي ميليون نفري از مسلمانان و صلح طلبان آمريكا برگزار مي كرديم.

آمريكا و ايران
موضوع رابطه آمريكا و ايران يكي از چالش‌هاي فراگير در تمام جلسات بود. جناب آقاي خاتمي تلاش كرد ضمن تكيه بر ارزشهاي مقبول بنيانگذاران جامعه آمريكا، مردم آمريكا را نسبت به سياست‌هايي كه در بيرون از مرزهاي آمريكا انجام مي شود هشيار سازد و نشان دهد كه تا چه اندازه لشگر كشي و تهديد و ارعاب از سوي آمريكا در خاور ميانه با روح و آرمان بنيانگذاران آمريكا ناسازگار و متعارض است.

مهمترين مسئله مردم خاور ميانه با آمريكا حمايت بي قيد و شرط آمريكا از اسرائيل است كه اشغال و سركوب و ترور را سرلوحه سياستهاي خود قرار داده است. نظر آمريكايي‌ها نسبت به ايران مخدوش و بي مبناست و بيشتر تحت تأثير رسانه‌هايي است كه منافع اسرائيل را دنبال مي كنند.

ايران عامل ثبات در منطقه و داراي نقش سازنده براي حل و فصل مسائل خاور ميانه بخصوص عراق و افغانستان است. فرايند مردم سالاري در ايران سابقه‌اي طولاني تر از همه كشور‌هاي منطقه دارد و ايران اسلامي، استقلال و آزادي خود را تحت هيچ شرايطي با كسي معامله و معاوضه نمي كند. ناديده گرفتن جايگاه ايران و بي حرمتي به حاكميت مردم ايران و مداخلات خود سرانه و تهديد ايران از سوي آمريكا ذهنيتي در مردم ايران ايجاد كرده كه ايجاد رابطه با آمريكا را دشوار مي سازد.

سابقه تاريخي مداخلات آمريكا در ايران و رفتارهاي فعلي آن در منطقه نشان مي دهد كه اين آمريكاست كه سياستهاي شيطاني را دنبال مي كند نه ايران.
ايران در پي صلح و ثبات در منطقه است. ايرانيان مردم آمريكا را شيطان نمي دانند بلكه اين سياستها را شيطاني قلمداد مي كنند. اگر آمريكا نگاه و روش خود را نسبت به ايران تغيير دهد در ايران نيز نگاه به آمريكا تغيير خواهد كرد و اين به نفع هر دو كشور است. كساني كه ايران و آمريكا را به سمت درگيري بيشتر مي كشانند در راستاي منافع اسرائيل گام بر مي دارند نه مردم آمريكاو ايران !

بخش پايان
در خاتمه به تدريج كه سخنان جناب آقاي خاتمي در مطبوعات و راديو و تلويزيون‌ها منعكس مي شد فعاليت سياسي و تبليغاتي مخالفان ايران سنگين تر مي شد به نحوي كه سخنراني در دانشگاه‌هاروارد كه مصادف با روز 11 سپتامبر و در پايان سفر ايشان بود با مخالفت سازمان داده شده‌اي روبرو گرديد و تعدادي خواستار لغو اين جلسه شدند.
دانشگاه‌هاروارد در شرايط سختي قرار گرفت كه نه مي توانست سخنراني را لغو كند و نه مي دانست كه اين سخنراني چه عواقبي به همراه دارد، نهايتاً يكي از اساتيد برجسته حقوق دانشگاه‌هاروارد در مقاله‌اي از برگزاركنندگان اين جلسه انتقاد كرد ولي لغو جلسه را نا مناسب دانست و در عوض از دانشجويان خواست كه با طرح پرسشهاي حاد و بي پرده خاتمي را تحت شديدترين حملات قرار دهند.

از سوي ديگر استقبال ار سخنراني خاتمي در‌هاروارد بي سابقه بود به نحوي كه‌هاروارد از طريق ثبت نام از داوطلبان و قرعه كشي بين آنها سالن 800 نفري دانشگاه را در اختيار شركت كنندگان قرار داد.
سخنراني خاتمي 30 دقيقه بود و پرسش و پاسخ سه برابر آن. همچنان كه پيش بيني مي شد پرسش‌هاي تند آنها با پاسخ‌هاي مستدل و شيواي آقاي خاتمي مواجه شد.بتدريج جو سالن عوض شد و پاسخ‌ها با كف زدن‌هاي متعدد شركت كنندگان همراه شد. به نوشته يكي از مخالفان اين جلسه، خاتمي در معتبر ترين مركز علمي آمريكا، از حزب اله دفاع كرد، از سياستهاي آمريكا انتقاد كرد و از فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي سخن گفت و آمريكا را به گفت و گو و مفاهمه فرا خواند در حالي كه حضار براي او كف مي زدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/09ساعت   توسط علی   | 



هواپيماي ايرباس 321، موسوم به هواپيماي تشريفاتي دولت، كه آذر ماه سال گذشته و با پيگيري‌هاي حقوقي، تحويل جمهوري اسلامي داده شده بود، هم‌اكنون براي ترابري مسئولان داخلي و خارجي استفاده مي‌شود.


هواپيماي ايرباس 321، موسوم به هواپيماي تشريفاتي دولت، كه آذر ماه سال گذشته و با پيگيري‌هاي حقوقي، تحويل جمهوري اسلامي داده شده بود، هم‌اكنون براي ترابري مسئولان داخلي و خارجي استفاده مي‌شود.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در هفته‌هاي اخير از اين هواپيما، از جمله در سفر رئيس‌جمهور جيبوتي به اصفهان، سفر نخست‌وزير عراق به مشهد مقدس و سفر اعضاي تيم مذاكره‌كننده هسته‌اي به سوريه و فرانسه استفاده شده است.
پيش از اين، نظريات موافق و مخالفي درباره استفاه دولت از اين هواپيما مطرح شده و برخي معتقد بودند كه دولت نبايد از اين هواپيما استفاده كند.

ارديبهشت ماه گذشته، نيز خبرگزاري مهر در خبري نوشت: به دنبال بروز نقص فني در دو هواپيماي حامل حداد عادل و هاشمي رفسنجاني، استفاده از هواپيماي تشريفاتي در سفرهاي مقامات سه قوه و مسئولان عالي‌رتبه در دستور كار مقامات امنيتي قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/09ساعت   توسط علی   | 



دكتر علي احمدي*

الف ـ جامع بودن با کدام معنا:
1ـ جامع، دست‌كم دو معنا را به ذهن متبادر مي‌کند. يکي به معناي جمع کردن و در کنار هم قرار دادن مواد مربوط به هر يک از انتخابات چهارگانه و همه‌پرسي در يک مجله، فارغ از منطق تفکيک وظايف و اختيارات، تفکيک قوا و نهادينه شدن سازمان‌هاي مختلف و اين که هر انتخاباتي براي ايجاد نهادي منفک از نهادي ديگر شکل مي‌گيرد. برخي متولي نهادي تقنيني، برخي اجرايي و برخي نظارتي.

2ـ به معناي جامعيت و ملاحظه زواياي هر يک از اين انتخابات با توجه به تفکيک وظايف و ماهيت هر يک از نهادها، در نتيجه رفع موانع، ابهامات، خلأهاي قانوني، رفع تعارضات و مناقصات در قانون و در عين حال يکسان‌سازي موارد و مواد مشترک در همه انتخابات‌ها، هرچند در يک مجله جمع نشوند و ضرورتي هم به ادغام آنها نباشد.

مطالعه «قانون جامع انتخابات» ارائه شده توسط وزارت کشور، اولاً آسان‌ترين و راحت‌ترين معناي از جامع بودن؛ يعني همان «جمع کردن» مواد و مقررات را مطمع نظر قرار داده است. ثانياً پيش از توجه به ماهيت نهادهاي شکل گرفته بر اساس هر يک از انتخابات و تفکيک ماهيت وظايف و اختيارات، با ذهنيتي کاسب‌کارانه و تفکري بازاري به اين مهم نگريسته است.

ب ـ تجميع انتخابات با کدام روش؟
تجميع انتخابات فارغ از اشکالات ماهوي و وظايف ذاتي نهادهاي منبعث از هر يک از اين انتخابات، با مطالعه نظام حقوقي ايران به سه شکل امکان‌پذير است.

1) دو انتخابات از انتخابات چهارگانه؛ يعني «مجلس شوراي اسلامي» و رياست جمهوري دوره زماني آنها به مدت چهار سال در قانون اساسي اصول 64 و 114 قانون اساسي تصريح شده است و هرگونه تغيير در مقررات مربوط به خبرگان رهبري مطابق اصل 108 قانون اساسي به عهده خود آنان است و انتخابات شوراهاي اسلامي مطابق اصل يكصدم به قانون عادي واگذار شده است. بر اين مبنا، براي صيانت از ميثاق ملي مردم؛ يعني قانون اساسي ميتوان ساز و کاري را تعريف کرد و انتخابات اخير خود را با انتخابات مجلس شوراي اسلامي و رياست جمهوري تطبيق داد (در صورت ضرورت).

2) در صورتي که تکثر و تنوع انتخابات، به علت افزايش هزينه و شکاف‌ها و تعارضات اجتماعي و قومي يا هر دليل ديگر، به سطح و حد يک معضل رسيده باشد، مطابق بند 8 اصل 190 که «حل معضلات نظام که از طريق عادي قابل حل نيست با مشورت مجمع تشخيص مصلحت نظام» را يکي از وظايف و اختيارات رهبري بر شمرده است. هم زماني دو يا چند انتخابات را براي يک بار و نه قانون مستمر و پايدار برطرف كرد.

3) ارائه لايحه (نظير لايحه قانون جامعه انتخابات) و پيشنهاد هم زماني دو يا چند انتخابات با همديگر، بدون اطلاع و يا با آگاهي از مغايرت پيشنهادها با قانون اساسي و ميثاق ملي. در صورت آگاهي نسبت به نقص اصل يا اصولي از قانون اساسي با پيشنهاد هم زماني انتخابات، بايد ضرورت اين پيشنهاد چنان بالا و دلايل آن چنان قوي و محکم باشد، تا سزاوار باشد اصل يا اصولي از منشور ملت و ميثاق ملي را نقض كند.

مطالعه «قانون جامع انتخابات» نشان مي‌دهد که وزارت کشور به عمد يا به سهو، غيرمنطقي‌ترين شيوه و سخت‌ترين گزينه را براي تجميع انتخابات برگزيده است، چرا که حدود بيست مورد آن خلاف صريح قانون اساسي است و اگر بنا باشد در هر قانون عادي اين تعداد از اصول قانون اساسي نقض شود، معلوم نيست پس از مدتي از منشور ملي چه باقي خواهد ماند. آيا واقعاً منشور ملت اين ميثاق گرانبها اين مقدار کار در نظر کارستان وزارت کشور کم‌بهاست؟ در هر صورت يا اين که وزارت کشور، بازنگري در قانون اساسي را دنبال مي‌کند و با صراحت وارد آن نمي‌شود و يا داراي کارشناسان خبره نيست، که لازم است در هر دو مورد تجديد نظر کند.

مهم‌تر آن‌که در صورت تصويب در مجلس شوراي اسلامي، مسلماً به سبب تعارض قانون اساسي، اين موارد رد و در صورت اصرار مجلس در صورت هماهنگي با وزارت کشور، موضوع به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارجاع خواهد شد. که در صورت تصويب توسط مجمع تشخيص به يک قانون مستمر و بادوام تبديل خواهد شد، و دست قانونگذار و دولت را براي تغييرات و اصلاحات بعدي خواهد بست.

ج ـ موارد خلاف قانون اساسي در «قانون جامعه انتخابات»
1) در ماده 3 عبارت «نمايندگان مجلس شوراي اسلامي براي مدت چهار سال» خلاف اصل 64 قانون اساسي است، چراکه اين عبارت به منزله آن است که اگر فردي در انتخابات مثلا ميان‌دوره‌اي از يک حوزه انتخابيه، انتخاب شود، براي مدت چهار سال است و حال آن‌که اصل 64 دوره نمايندگي مجلس شوراي اسلامي را چهار سال دانسته است.

2) در ماده 3، عبارت «نمايندگان مجلس خبرگان رهبري براي مدت هشت سال» بر خلاف اصل 108 قانون اساسي است، چراكه هرگونه تغيير و تجديدنظر در اين قانون (مجلس خبرگان) و ديگر مقررات در صلاحيت خود آنان (خبرگان) است.

3) در ماده 3 عبارت «انتخابات مجلس خبرگان رهبري هم‌زمان با يک دوره از انتخابات مجلس شوراي اسلامي است» هم خلاف اصل 108 به دليل ذکر شده در بند 2 است و هم خلاف اصل 64 قانون اساسي، چراکه هرگونه افزايش و يا کاهش دوره نمايندگي مجلس خلاف اصل 64 قانون اساسي است.

4) در ماده 4 هم‌زماني انتخابات رياست‌جمهوري و شوراهاي اسلامي، براي مدت چهار سال به صورت هم‌زمان در صورتي که منجر به افزايش يا کاهش دوره رياست‌جمهوري شود، خلاف اصل 114 قانون اساسي است که بر انتخاب رياست‌جمهوري براي مدت چهار سال تصريح دارد. مهم‌تر اين‌که چون رياست‌جمهور يک نفر است، در صورت فوت، عدم کفايت سياسي، ... کنار رود اين هم‌زماني خلاف اصل 114 و 121 قانون اساسي است.

5) در ماده 9 نظارت بر کليه انتخابات بر عهده شوراي نگهبان از آنجا اين عبارت، مستلزم آن است که «شوراي اسلامي» نيز مشمول نظارت مصرح در اصل 99 قانون اساسي قرار گيرد و حال آن‌که قانون‌گذار قانون اساسي از حصر موارد مصرح در اصل 99 فلسفه خاص را دنبال مي‌کرده است، سبب توسعه مصاديق اصل 99 خواهد بود و خلاف قانون اساسي است.

مهم‌تر آن‌که وزارت کشور در لايحه پيشنهادي براي انتخابات شوراهاي اسلامي در دو ماه پيش ساز و کار متفاوت (کميسيون مشترک) را براي نظارت بر اين انتخابات پيشنهاد داده است (آفرين بر اين پويايي کارشناسي!).

6) در ماده 11 كه عده نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، 290 نفر است، خلاف صريح اصل 64 قانون اساسي است.

7) در ماده 13 عده نمايندگان مجلس خبرگان 68 نفر و تعداد نمايندگان در يک استان، همان تعداد نمايندگان چهارمين دوره مجلس خبرگان رهبري است. اولا عبارت عده نمايندگان 68 نفر، خلاف صريح اصل 108 قانون اساسي است. ثانيا مکلف نمودن خبرگان براي انتخابات چهارمين دوره به همان تعداد نيز خلاف صريح اصل 108 قانون اساسي است و مهم‌تر از همه، وزارت کشور پا را از گليم خود فراتر نهاده و خلاف اصل 108 براي مجلس خبرگان رهبري تکليف معين کرده است. به علاوه که تبصره اين ماده، اضافه شدن اعضاي مجلس خبرگان به ازاي هر يک ميليون نفر نيز خلاف بين اصل 108 قانون اساسي است.

8) تبصره ماده 27 و منحصر نمودن بازرسي به بازرسان وزارت کشور و هيأت‌هاي نظارت بر انتخابات، اولا خلاف اصل 174 قانون اساسي و وظايف برشمرده شده براي سازمان بازرسي کل کشور است. ثانيا نظارت بر انتخابات مطابق اصل 99 به عهده شوراي محترم نگهبان است و او حق اعزام بازرس يا تشکيل بازرس دارد و نه هيأت‌هاي نظارت. و لذا اختيار تعيين بازرس توسط هيأت‌هاي نظارت بدون توجه به نقش شوراي نگهبان، خلاف صريح قانون اساسي است.

9) در ماده 35 متوقف نمودن انتخابات در حوزه يا حوزه‌هايي به علت بروز حوادث غيرمترقبه يا مسائل سياسي و امنيتي، با توجه به تفسيربردار بودن عبادت‌ها و اعمال سليقه‌ها، خلاف صريح اصل 68 قانون اساسي است. تشخيص اين موانع به عهده وزارت كشور نيز بر خلاف اصل 68 قانون اساسي است. مهم‌تر آن‌که از آنجا که حوادث غيرمترقبه نظير سيل، زلزله، جنگ و غيره در ماده 38 استناد شده‌اند، حوادث غيرمترقبه ماده 35 بسيار مبهم و قابل تفسير است. به علاوه، عبادت حوزه‌هاي انتخابيه که قابل تعميم به حتي نزديک به قريب به اتفاق حوزه‌هاي انتخابيه است، حتي مي‌تواند منجر به شکل نگرفتن مجلس شوراي اسلامي شود که واگذاري چنين قدرت و وظيفه‌اي به وزارت کشور، خلاف قانون اساسي است.

10) در ماده 49 بندهاي:
3) آشنايي با مسائل سياسي داخلي و بين‌المللي
4) آشنايي با سياست‌هاي دفاعي و امنيتي کشور
5) پايبندي به ترويج دين و اخلاق
6) پايبندي به حق و گسترش عدالت
7) داشتن روحيه آزادمنشي و حفظ ........ و حقوقي که قانون اساسي براي ملت شناخته است.
8) معتقد به استقلال سياسي، اقتصادي و فرهنگي کشور
9) داشتن زمينه امانت، پارسايي و فداکاري براي...
10) توانايي اداره امور اجرايي کشور و...
11) داشتن برنامه در زمينه‌هاي کلان اساسي، ...

اولا توسعه مصاديق مصرح در اصل 115 قانون اساسي، خلاف صريح بين قانون اساسي است. ثانيا، بندهاي 3ـ 11 معيارهاي کيفي هستند که ضمن آن‌که بر ابهامات مي‌افزايد، هيچ مشکلي را نيز حل نخواهد کرد. ثالثا چنانچه اصل بر گسترش بي‌مبنايي اين‌گونه مصاديق بوده، هنوز بسياري مصاديق ديگر هم هست که ذکر نشده است، مهم‌تر اين‌که شرايط ذکر شده در اصل 120 بسيار روشن‌تر و شفاف‌تر از اين‌گونه مصداق‌هاست.

11) در ماده 104 واگذاري بررسي صلاحيت داوطلبان انتخابات رياست‌جمهوري به هيأت مرکزي نظارت، خلاف بند 9 اصل 110 قانون اساسي است که بررسي صلاحيت داوطلبان رياست‌جمهوري را به عهده شوراي نگهبان نهاده است و واگذاري بررسي صلاحيت داوطلبان خبرگان به هيأت مرکزي نظارت، خلاف اصل 99 قانون اساسي و مقررات مصوب خبرگان مطابق اصل 108 قانون اساسي است.

12) ماده 106 نيز مطابق استدلال قيد شده در بند 11 خلاف اصل 108 و 110 قانون اساسي است.

د ـ چالش‌هاي بي‌پاسخ و ساير ابهامات:
1) در ماده 7 و 8 «وزارت کشور مأمور اجراي کليه انتخابات» و موظف به تشکيل ستادي تحت عنوان «ستاد انتخابات کشور» است.

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در مورد اجراي انتخابات ساکت است. برخلاف نظارت که در اصل 99 قانون اساسي تصريح شده است، در هيچ اصل يا اصولي از قانون اساسي مجري انتخابات را دولت و يا وزارتخانه‌اي خاص ندانسته است. به علاوه مشروح مذاکرات خبرگان قانون اساسي، بيانگر آن است که انتخابات هرچه بيشتر مردمي برگزار شود و در حقيقت بر همين مبنا، مجري انتخابات در کشور هيأت‌هاي اجرايي شوند، پيشنهاد وزارت کشور خلاف روح حاکم بر قانون اساسي و مشروح مذاکرات به منظور بررسي برگزار شدن انتخابات است. لذا مناسب است نظير ديگر کشورهاي پيشرفته، کميسيون ملي انتخابات متشکل از نهادهاي مردمي، اجراي انتخابات در كشور را تعيين كنند.

2) يکي از چالش‌هاي جدي که سلامت انتخابات را مخدوش کرده و مي‌کند، به کارگيري روش‌هاي سنتي در اخذ رأي، شمارش آرا و اعلام نتايج است و رفع نقيصه، مستلزم استفاده از شيوه‌هاي نوين، اخذ رأي، شمارش آرا و اعلام نتايج است تا هم سرعت و هم دقت و هم سلامت انتخابات افزايش يابد و سازوکار پيشنهادي وزارت کشور پس از 27 سال گذشته از انقلاب اسلامي هرگز تأمين‌كننده سلامت انتخابات نيست و لازم است در مدت زمان معين، وزارت کشور و يا کميسيوني تحت عنوان کميسيون انتخابات، موظف شود چنين سازوکاري را تعريف نمايد.

3) منحصر کردن برگزاري انتخابات در يک جمعه (ماده 27) يا ده ساعت (ماده 36) نماد همان تفکر سنتي و شيوه و روش‌هاي سنتي است و حال آن‌که استفاده از روش‌هاي نوين چنين قيدهاي زماني را برنمي‌تابد.

4) تبصره 12 ماده 40 استفاده در يک صندوق براي چند انتخابات هم‌زمان با توجه به روش سنتي اخذ رأي و شمارش آرا، با توجه به ماهيت متفاوت انتخابات و خستگي اعضاي صندوق که شمارشگر آرا هستند، نه منطقي است و نه معقول.

5) در فصل چهارم ـ هيأت‌هاي اجرايي ـ ماده 60 و تبصره‌هاي آن با توجه به ماهيت انتخابات در هر يک از انتخابات چهارگانه و ماهيت و سطح هيأت‌هاي اجرايي آنها يکي در سطح روستا و شهر، ديگري در سطح شهرستان و ديگري در سطح استان، به ويژه تبصره‌هاي 5 و 2 با هم قابل جمع نيستند و نوع آشفتگي را در اعلام نتايج ايجاد خواهد کرد.
اين موضوع در ماده 78 و تبصره آن نيز عينا باقي مانده است.

6) ماده 116 فرصت چهارده روزه براي انتخابات رياست‌جمهوري و هفت روز براي همه‌پرسي بسيار کم است. اگر اصل بر اين باشد که رياست‌جمهوري برنامه‌محور باشد، بايد فرصت مناسب جهت ارائه برنامه‌ها براي اداره کشور در چهار سال و فرصت نقد كارشناسي برنامه‌ها وجود داشته باشد که دست کم نيازمند فرصتي سه ماهه است، لذا چهارده روز براي انتخابات رياست‌جمهوري مشکلي را حل نخواهد کرد.

7) ماده 124 با وجود تبصره 3، بند 2 قيدي غيرمنطقي و غيرمعقول است. به علاوه تبصره 2 معين نمي‌کند منظور از منبع خارجي چيست؟ آيا اگر يک شرکت ايراني در خارج کمک کند، خلاف است؟ آيا اگر برادر فرد داوطلب در خارج باشد و کمک کند، خلاف است؟

*عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/09ساعت   توسط علی   | 

ستايش ابطحی از افشای نامه محرمانه


محمدعلی ابطحی در سایت شخصی خود نوشته است:انتشار نامه حضرت امام در مورد پايان جنگ از سوی آقای هاشمی رفسنجانی يک كار شجاعانه بود. خواص عالم سياست كه در ايام جنگ فعال بودند همه از مضمون نامه مطلع بودند ولی اكنون رسماً انتشار يافته است. در تمام دنيا نامه های سری و محرمانه تعيين كننده را بعد از گذشت سالهای طولانی منتشر می كنند. امام در همان نامه علنی كه اعلام كردند جام زهر را نوشيدند، گفته بودند كه در موضوع جنگ، مسائلی هست كه بايد سر فرصت به آنها توجه كرد. انتشار اين نامه نشانه آن است كه آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان اداره كننده اصلی جنگ تحميلی آن فرصت را در اختيار مردم ايران قرار داده است. چنانچه می توان از مضمون اين نامه فهميد كه بنابه انديشه امام، شجاعت تسليم شدن در برابر واقعيت ها كمتر از شجاعت دفاع و جنگ با دشمن نيست. اين يک مبنای جدی برای هر حكومتی است. گاهی تسليم شدن در برابر واقعيت ها، از هر نوع مقاومت و حمله ای شجاعانه تر است و بيشتر به نفع مردم و كشور و دين و ارزش هاست.اين شجاعت امام كمتر از شجاعت ايشان در ايستادگی در برابر رژيم گذشته نيست. روشن شدن شفاف و مستند تاريخ خيلی به بهتر خواندن آن كمک می كند و جلو حرف و حديث های غير واقعی و احياناً مغرضانه از جنس شايعه را سد می كند. فرمانده سابق سپاه هم اگر افتخار ارائه گزارش واقعی به امام را به نام خود ثبت كند، بهتر از روشی است كه در پيش گرفته است. در عالم سياست انتشار اين نامه از سوی هاشمی رفسنجانی هشدار نيز تلقی می شود؛ هشداری از سوی هاشمی به كسانی كه او را ناديده می گيرند. همه آشنايان به سياست می دانند هاشمی برگه ها و خاطرات فراوانی از اين دست در اختيار دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/09ساعت   توسط علی   | 





مشاور وزير ارشاد در امور ايثارگران ضمن نسبت دادن انتشار نامه محرمانه اخير به اطرافيان زخم‌خورده هاشمي رفسنجاني، نتيجه اين اقدام را تخريب رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام دانست.
قدرت‌الله رحماني مشاور وزير ارشاد در امور ايثارگران با اشاره به مجموعه مصاحبه‌هايي كه وي(از سوي كيهان) در سال 82 با رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام انجام داده و بعدها به صورت يك كتاب با نام «بي‌پرده با هاشمي» منتشر شد، تاكيد كرد: در بخشي از اين گفتگو تحت عنوان «جنگ و ختم جنگ» مواردي از جمله نامه آقاي محسن رضايي به آقاي هاشمي و مسئولان مطرح شد كه بعدها توسط آقاي رضايي در مصاحبه با روزنامه ابرار به آن پاسخ داده شد.
وي در ادامه افزود: من در حين مصاحبه وقتي اين مطالب را از آقاي هاشمي شنيدم، از ايشان خواستم كه اين نامه را در اختيار كيهان قرار دهد، اما ايشان با استناد به اينكه اين نامه محرمانه است، از ارائه آن خوداري كرد و محورهايي از نامه را بيان كرد كه شامل اختلاف بين سپاه و ارتش، نامه محسن رضايي درمورد نيازهاي سپاه در جبهه، اعلام نظر دولت مهندس موسوي درمورد دراختيار نداشتن امكانات مورد اشاره در اين نامه، غير واقع‌بينانه خواستن درخواست آقاي رضايي از سوي امام مي‌شد.
عضو هيأت منصفه دادگاه مطبوعات با اشاره به اينكه قصد ديگر هاشمي رفسنجاني از عدم ارائه نامه اين بود كه متفاوت با محتواي نامه مذكور نتيجه‌گيري ديگري حاكي از ايستادگي مردم ايران حتي در اواخر جنك داشته باشد، تصريح كرد: آقاي هاشمي معتقد بود يكي از دلايل پذيرش توقف جنگ -كه در نامه هم آمده- اين بود كه مردم ديگر مثل گذشته شور و شوق براي نبرد نداشتند و چون در نامه به اين مسئله اشاره شده است،مصلحت نيست كه اين موارد در دسترس عموم قرار گيرد.
رحماني با بيان خاطره‌اي به نقل از هاشمي رفسنجاني درباره نداشتن روحيات لازم در ميان سپاهيان در يكي از عمليات اواخر جنگ گفت: از نظر آقاي هاشمي يكي از دلايل پذيرش قطعنامه پايين آمدن روحيه رزمندگان و عدم تمايل مردم براي رفتن به جبهه‌ها بود و اين مسئله با آنچه كه در نامه به آن اشاره شده بود، تطبيق مي‌كرد، اما ايشان اعلام كرد كه چون قصد دارد در نتيجه‌گيري اين بحث در جريان مصاحبه اعلام كند كه مردم ايران تا آخر دوران دفاع مقدس با شهامت تمام در مقابل سختي‌هاي جنگ ايستادگي كردند و مسئولان نتوانستند امكانات لازم را براي اين حضور پرشور فراهم آورند، بنابراين نبايد نامه مزبور انتشار پيدا كند.
مشارو وزير ارشاد در امور ايثارگران ادامه داد: اين يك مصلحت‌انديشي جالب توجه از سوي رييس مجمع تشخيص مصلحت بود كه علي‌رغم در اختيار داشتن جايگاه جانشيني فرمانده كل قوا حتي در آن شرايط بعد از جنگ نيز حاضر نبود مسئوليت پايان نبرد را متوجه مردم كند.
وي با طرح اين سئوال كه از آقاي هاشمي بايد پرسيد كه در حال حاضر چه تغييري در شرايط و مصالح نظام پيش آمده كه ايشان انتشار نامه مذكور را خلاف مصلحت تشخيص ندادند، تصريح كرد: به نظر مي‌رسد كه در شرايط سياسي كشور كه ما در آستانه انتخابات مجلس خبرگان و شوراها هستيم، اطرافيان آقاي هاشمي كاري غير مسئولانه انجام دادند و متاسفانه در بسياري از مقاطع مختلف انقلاب اين اطرافيان عامل اصلي تخريب آقاي هاشمي بودند.
عضو هيأت منصفه دادگاه مطبوعات تاكيد كرد: قابل پذيريش نيست كه آقاي هاشمي با آن سوابق درخشان در جنگ و انقلاب دست به چنين اقدامي بزند و اين نامه باهدف تخريب ايشان توسط اطرفيان نادان و مشكوك ايشان صورت گرفت.
رحماني با اشاره به اينكه مصلحت عدم انتشار اين نامه در چنين موقعيتي كمتر از عدم ارائه آن در سال 82 نيست، تصريح كرد: سايت‌ها و ديگر مراكز خبري مواردي از نامه را منتشر كردند كه به تصريح دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي قابل انتشار نيست و اين مسئله مستمسكي براي تحت فشار قرار دادن نظام در شرايط فعلي خواهد بود و از سويي ديگر برخي از سايت‌ها نيز با بياني استهزاگونه از مطالب امام در آن نامه مبني بر نوشيدن جام زهر ياد مي‌كنند و اين مسئله نشان مي‌دهد كه در شرايط فعلي انتشار نامه به مصلحت نبود.
وي با تقدير از عملكرد هاشمي رفسنجاني و رضايي در دوران دفاع مقدس خاطرنشان كرد: اين نامه حقانيت هيچ كس را به اثبات نمي‌رساند. تنها حقانيت راه حق و راه و نگاه آرماني امام و بسيجيان را اثبات كرده و ثابت مي‌كند كه امام راحل با نام و ياد خدا و براي انجام تكليف وارد ميدان شد و تا آخرين لحظه بر سر ايمان و عقيده‌اش ايستاد و آن روزي كه جنگ را مناسب تشخيص داد، جنگيد و آن زمان كه صلح را مناسب ديد، صلح كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/09ساعت   توسط علی   | 



در این نامه که توسط دفتر هاشمی رفسنجانی منتشر شده، آمده است:...اين فرمانده مهمترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعيد به نظر مي‌رسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر اين مطالب مي‌گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست.


در پي گفت‌وگوهاي منتشر شده در باره دلايل پايان جنگ تحميلي،كه در هفته دفاع مقدس صورت گرفته بود،دفتر هاشمي رفسنجاني، نامه محرمانه امام خميني(ره) درباره پذیرش قطعنامه 598 خطاب به مسئولان لشكري و كشوري را پس از 18 سال منتشر کرد.

به گزارش خبرنگار بازتاب، متن نامه حضرت امام خميني (ره)كه شب گذشته به خبرگزاري ها نمابر شده، به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم
با ياري خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبياء بزرگوار الهي و ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين حال كه مسئولان نظامي ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي‌باشند، صريحاً اعتراف مي‌كنند كه ارتش اسلام به اين زودي‌ها هيچ پيروزي به دست نخواهند آورد و نظر به اين كه مسئولان دلسوز نظامي و سياسي نظام جمهوري اسلامي از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي‌دانند و با قاطعيت مي‌گويند كه يك دهم سلاحهايي را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده‌اند به هيچ وجه و با هيچ قيمتي نمي‌شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از ده‌ها گزارش نظامي سياسي است كه بعد از شكست‌هاي اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشيني فرمانده كل نيروهاي مسلح،فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندهاني است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهاي شيميايي و نبود وسائل خنثي كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي‌نمايم و براي روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتي از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ 2/4/67 نگاشته است اشاره مي‌شود،

فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلي كه در طول پنج سال به دست مي‌آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300هواپيماي جنگي و 300 هليكوپتر ...كه از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است - داشته باشيم مي‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. وي مي‌گويد قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند، او آورده است البته آمريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود.

اين فرمانده مهمترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعيد به نظر مي‌رسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر اين مطالب مي‌گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست. آقاي نخست وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ مي‌گويند تنها سلاحهائي را كه در شكستهاي اخير از دست داده‌ايم به اندازه تمام بودجه‌اي‌ است كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود. مسئولان سياسي مي‌گويند از آنجا كه مردم فهميده‌اند پيروزي سريعي به دست نمي‌آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است.

شما عزيزان از هر كس بهتر مي‌دانيد كه اين تصميم براي من چون زهر كشنده است ولي راضي به رضاي خداوند متعال هستم و براي صيانت از دين او و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبروئي داشته باشم خرج مي‌كنم، خداوندا ما براي دين تو قيام كرديم و براي دين تو جنگيديم و براي حفظ دين تو آتش بس را قبول مي‌كنيم.

خداوندا تو خود شاهدي كه ما لحظه‌اي با آمريكا و شوروي و تمام قدرتهاي جهان سرسازش نداريم و سازش با ابرقدرتها و قدرتها را پشت كردن به اصول اسلامي خود مي‌دانيم خداوندا در جهان شرك و كفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حيله و دوروئي ما غريبيم، تو خود ياريمان كن. خداوندا در هميشه تاريخ وقتي انبياء و اوليا و علماء تصميم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعه‌اي دور از فساد و تباهي تشكيل دهند با مخالفتهاي ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌‌هاي زمان خود مواجه شده‌اند.

خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را براي رضاي تو قرباني كرديم غير از تو هيچكس را نداريم ما را براي اجراي فرامين و قوانين خود ياري فرما، خداوند از تو مي‌‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصيبم فرمائي. گفتم جلسه‌اي تشكيل گردد آتش بس را به مردم تفهيم نمايند. مواظف باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحا مي‌گويم بايد تمام همتتان در توجيه اين كار باشد. قدمي انحرافي حرام است و موجب عكس العمل مي‌شود. شما مي‌دانيد كه مسئولان رده بالاي نظام با چشمي خونبار و قلبي مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي‌مان چنين تصميمي گرفته‌اند خدا را در نظر بگيريد و هر چه اتفاق مي‌افتد از دوست بدانيد، و السلام علينا و علي عباد الله الصالحين.


روح‌الله الموسوي الخميني
شنبه 25/تير/67


+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/09ساعت   توسط علی   | 



بي بي سي نوشت:اين مشاجره بی‌ارتباط با بحران هسته‌ای نيست،محسن رضايی از منتقدان سرسخت هيأت مذاکره کننده هسته‌‌ای ايران که عموما متشکل از متحدان آقای رفسنجانی بود،رفسنجانی نيز به نوبه خود از نحوه عملکرد هيأت مذاکره کننده ايرانی در دولت محمود احمدی‌نژاد ناراضی است


افشاي نامه محرمانه امام خميني (ره)، انعكاس گسترده‌اي در رسانه‌هاي بيگانه داشت و قريب به اتفاق آنها، جمهوري اسلامي را متهم به تلاش براي به دست آوردن سلاح‌هاي اتمي كردند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، راديو فردا، ارگان سازمان سيا نوشت: «نامه آيت‌الله خميني نظر آقاي هاشمي را در اين مورد که نامه فرمانده سپاه خطاب به آقاي خميني بوده، تاييد نمي‌کند، زيرا آيت‌الله خميني در نامه خود درباره پذيرفتن قطعنامه به نامه آقاي رضايي اشاره کرده باشد، اما روشن نيست که اين نامه را فرمانده سپاه براي شخص او نوشته، در واقع از فحواي نوشته بر مي‌آيد که چنين نامه‌اي به رويت آقاي خميني رسيده ولي خطاب به او نبوده است.

اما متن کامل نامه که براي نخستين بار منتشر شده حاوي مطلبي است که براي اولين بار رسماً فاش مي‌شود و تاکنون همواره رهبران جمهوري اسلامي منکر آن بودند و آن اين که دست‌کم فرماندهان سپاه از 18 سال پيش خواهان در اختيار داشتن سلاح اتمي بوده‌اند.
اين راديو مي‌افزايد: «تاکنون همواره رهبران سياسي و نظامي ايران از جمله آيت‌الله علي خامنه‌اي، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، آيت‌الله محمد خاتمي، محمود احمدي‌نژاد، غلامعلي حداد عادل و ديگران اين موضوع را که جمهوري اسلامي درصدد دستيابي به بمب اتمي بوده يا مي‌باشد را قاطعانه رد کرده‌اند و نامه آقاي رضايي به آقاي هاشمي نخستين سندي است از داخل جمهوري اسلامي، مبني بر اين که فرماندهان نظامي جمهوري اسلامي دستيابي به سلاح اتمي را ضروري مي‌دانسته اند.

علاوه بر اين موضوعي که مورد توجه رسانه‌هاي داخلي و بين‌المللي قرار نگرفته، تمهيداتي است که آقاي هاشمي در ارائه اين نامه و ظاهراً چند نامه ديگر به آقاي خميني به کار برده است. بر اساس آنچه در روزهاي اخير در رسانه‌هاي داخلي منتشر شده، آقاي هاشمي که آن زمان رئيس مجلس و فرمانده جنگ و در مقام جانشين فرمانده کل قوا بود، علاوه بر نامه ياد شده از فرمانده سپاه پاسداران، نامه‌هايي از مسئولان اقتصادي و سياسي وقت داير برعدم توانايي اقتصاد کشور در تحمل هزينه‌هاي روزافزون جنگ، نامه‌اي از آقاي خاتمي وزير ارشاد حاکي از روي گرداندن بسيجي‌ها و مردم از جبهه‌هاي جنگ، و نامه‌اي از فرمانده ارتش که مخالف با داخل شدن در خاک عراق بوده را مجموعا به آيت‌الله خميني ارائه داده و عملاً از او خواسته درباره سرنوشت جنگ تصميم بگيرد.»

«بي.بي.سي» نيز تصوير امام خميني (ره) را در كنار تيتر «پيشنهاد ساخت سلاح اتمی به آيت‌الله خمينی» منتشر كرد و افزود: «نامه محرمانه آيت الله خمينی، رهبر پيشين ايران در مورد پايان جنگ با عراق که برای نخستين بار علنی شده حاوی عبارتی است که نشان می‌دهد فرمانده وقت سپاه پاسداران، دستيابی به تجهيزات نظامی پيشرفته، از جمله سلاح‌های اتمی را برای پايان موفقيت‌آميز جنگ ضروری می‌دانسته است...اين نخستين بار است که از قول يکی از مقام‌های عاليرتبه نظامی ايران، پيشنهاد ساخت جنگ افزار اتمی مطرح می‌شود.»

تحليلگر رسانه دولت انگليس هم نوشت: «به نظر می‌رسد، مشاجره پنهان آقای رفسنجانی و محسن رضايی، بی‌ارتباط با بحران هسته‌ای ايران و روابط خارجی ايران نباشد.
محسن رضايی از منتقدان سرسخت هيأت مذاکره کننده هسته‌‌ای ايران در دولت محمد خاتمی است، هيأتی که عموما متشکل از متحدان آقای رفسنجانی بود.
آقای رفسنجانی نيز به نوبه خود از نحوه عملکرد هيأت مذاکره کننده ايرانی در دولت محمود احمدی‌نژاد ناراضی است و اين نارضايتی را بارها با الفاظی ديپلماتيک ابراز کرده است.»


راديو فردا، وابسته به سازمان سيا امروز نيز درباره واكنش رسانه‌هاي ايران به انتشار نامه امام (ره) نوشت: «اما رسانه‌هاي اصلاح‌طلب خواهان آن شدند که با توجه به محتواي نامه، منافع ملت را بر به اصطلاح آبروي خود ترجيح داده و در شرايط بين‌المللي کنوني از همان قاعده‌اي پيروي کنند که آيت‌الله خميني کرده بود؛ يعني «براي صيانت از دين و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبرويي داشته باشند خرج کنند و به بحران اتمي پايان دهند». روزنامه کارگزاران در سرمقاله خود به رهبر جمهوري اسلامي توصيه مي‌کند با همان شهامت و واقع بيني آيت‌الله خميني با گذشتن از آبروي خويش و پذيرش تعليق غني‌سازي، نقطه پاياني بر بحران به وجود آمده بگذارد. »

در همين حال «يونايتدپرس اينترنشنال» نوشت: نامه‌اي از آيت‌الله خميني كه در سال 1988 نوشته شده بوده است، مي‌گويد كه ايران براي پيروزي بر عراق جنگ نياز به سلاح اتمي دارد.

هاشمي رفسنجاني، رئيس‌جمهور سابق ايران اين نامه را در جريان بحث با يك فرمانده نظامي در مورد مسئوليت آتش‌بس سال 1988 فاش كرد. در اين نامه فرمانده ارشد نظامي ايران در آن زمان اعلام مي‌كند كه ايران نياز به ادامه جنگ دارد
.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/09ساعت   توسط علی   |